تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
استعدادهاى حيوانى انسان در انجام تاريخ همان است كه در آغاز بوده است ، رشد و نموّ علاوه‌اى در طول تاريخ نصيبش نشده و نمىشود ، ولى استعدادهاى انسانى انسان تدريجا شكوفاتر مىشود تا آنجا كه در آينده بيش از آنچه هست خود را از قيود مادّى و اقتصادى مىرهاند و به عقيده و ايمان مىگرايد . آن بسترى كه تاريخ در آن بستر رشد كرده و تكامل يافته ، مبارزات مادّى و منفعتى و طبقاتى نيست ، بلكه مبارزات ايدئولوژيكى ، خدايى و ايمانى است . اين است مكانيسم طبيعى تكامل انسان و پيروزى نهايى پاكان و صالحان و مجاهدان راه حق . و امّا وجههء الهى اين پيروزى . از نظر وجههء الهى ، آنچه در طول تاريخ جريان پيدا مىكند و تكامل مىيابد و در سرانجام تاريخ به نهايت خود مىرسد ، ظهور و تجلّى « ربوبيّت » و « رحمت » الهى است كه اقتضا مىكند تكامل موجودات را ، نه صرفا عدل الهى كه اقتضا مىكند « جبران » را . به عبارت ديگر ، آنچه نويد داده شده بروز و ظهور ربوبيّت ، رحيميّت و اكرميّت خداوند است نه صرفا بروز جبّاريّت و منتقميّت الهى . پس مىبينيم كه آيه استضعاف و آيهء استخلاف ( و آيات مشابه ) هر كدام منطق خاصّى دارد ، از نظر طبقه‌اى كه پيروز مىگردد و از نظر بسترى كه تاريخ طى مىكند تا به آن پيروزى مىرسد و از نظر مكانيسم يعنى عامل طبيعى حركت تاريخ و از نظر وجههء الهى يعنى مظهريّت اسماء الهى ، هر كدام منطق ويژه‌اى دارد ، و ضمنا روشن شد كه آيهء استخلاف از نظر نتايجى كه ارائه مىدهد جامع‌تر است . آنچه بشر طبق آيهء استضعاف به دست مىآورد جزئى بلكه جزء كوچكى است از آنچه طبق آيهء استخلاف به دست مىآورد . ارزشى كه آيهء استضعاف ارائه مىدهد يعنى دفع ظلم از مظلوم ، و به عبارت ديگر ، حمايت خداوند از مظلومان ، جزئى است از ارزشهايى كه آيهء استخلاف ارائه مىدهد . و امّا قسمت دوّم بحث دربارهء آيهء استضعاف : حقيقت اين است كه آيهء استضعاف به هيچ وجه در صدد بيان اصل كلّى نيست و در نتيجه نه بستر تاريخ را توضيح مىدهد و نه دربارهء مكانيسم تاريخى اشاره‌اى دارد و نه پيروزى نهايى تاريخ را از آن مستضعفان از آن جهت كه مستضعف‌اند مىداند . اين اشتباه كه فرض شده اين آيه يك اصل كلّى را بيان مىكند از آنجا پيدا شده كه اين آيه را كه مرتبط و پيوسته به آيهء قبل و آيهء بعد است از آنها جدا كرده و « الّذين » را ( الّذين استضعفوا ) مفيد عموم و استغراق گرفته‌اند و آنگاه از آن اصلى استنباط كرده‌اند كه با اصل مستفاد از آيهء