4 عدم تطابق پايگاه طبقاتى و پايگاه ايدئولوژيكى
همانطور كه قبلا بيان كرديم بنابر ماترياليسم تاريخى در هر دورهء تاريخى روبنا بر زيربنا به هيچ وجه نمىتواند پيشى گيرد ، بنابراين آگاهيهاى هر دوره و عصر و زمانى جبرا وابسته به همان عصر و زمان است و با گذشت آن عصر و دوره ، كهنه و منسوخ مىگردد و به بايگانى تاريخ سپرده مىشود . آگاهيها ، فلسفهها ، طرحها ، پيشبينيها ، مذاهب ، همه زادهء قهرى مقتضيات خاصّ همان عصرى هستند كه پديد آمدهاند و نمىتوانند با مقتضيات عصر ديگر تطابق داشته باشند .
ولى عملا خلاف آن ثابت شده . بسيارى فلسفهها ، شخصيّتها ، انديشهها ، آگاهيها - چه رسد به اديان و مذاهب - پيدا مىشوند كه بر عصر و زمان خود يا بر طبقهء خود پيشى گرفتهاند . چه بسيار انديشهها كه مقتضيات مادّى عصرى كه در آن پديد آمدهاند يكسره از ميان رفته است و امّا خود آن انديشهها همچنان بر فراز تاريخ بشريّت مىدرخشند .
عجيب اين است كه ماركس در اينجا نيز در بعضى سخنان خود از ماركسيسم جدا شده است . وى در كتاب معروف ايدئولوژى آلمانى گفته است :
« آگاهى گهگاه به نظر مىرسد كه بر روابط تجربى همعصر پيشى گرفته است ، به قسمى كه در پيكارهاى يك دوران بعدى مىتوان به گفتار تئورىدانان پيشين همچون حجّتى استناد و اتّكا جست . » ( 1 )
هامش
( 1 ) . تجديد نظر طلبى . . . ، ص 173 .