تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

5 استقلال رشد فرهنگى

بنابر ماترياليسم تاريخى نهاد فرهنگى و علمى جامعه مانند همهء نهادهاى ديگر از قبيل سياست ، قضاوت و مذهب ، وابسته به نهاد اقتصادى است و نمىتواند رشد مستقلّى از رشد بنياد اقتصادى داشته باشد ، به دنبال رشد ابزار توليد و رشد بنياد اقتصادى جامعه است كه علم رشد مىكند . اوّلا مىدانيم كه ابزار توليد ، منهاى انسان ، به صورت خود به خود هرگز رشد نمىكند . ابزار توليد در رابطهء انسان و طبيعت و در زمينهء تجسّسات كاوشگرانهء انسان است كه رشد مىكند . رشد و تكامل ابزار توليد با رشد و تكامل فنّى و علمى انسان توأم است . سخن در اين است كه كداميك تقدّم دارند ؟ آيا انسان نخست به كشفى نائل مىشود و سپس آن را در عمل پياده مىكند و صنعت را به وجود مىآورد و يا نخست صنعت به وجود مىآيد و سپس انسان به كشف نائل مىشود ؟ ترديدى نيست كه شقّ [ اوّل ] صحيح است . بديهى است كه كشف قوانين علمى و اصول فنّى در رابطهء تجسّسى و آزمايشى انسان پديد مىآيد و اگر انسان در رابطه با طبيعت قرار نگيرد و تجسّس نكند و به تجربه نپردازد ، به كشف هيچ قانون علمى از قوانين طبيعت و به درك هيچ اصل فنّى نائل نمىگردد . سخن در اين نيست ، سخن در اين است كه پس از تجسّس و آزمايش ، آيا نخست انسان در درون خود رشد علمى مىكند و سپس در بيرون وجود خود ابزار فنّى را مىآفريند يا قضيّه بر عكس است ؟ بدون ترديد شقّ اوّل صحيح است . بعلاوه تعبير به « رشد » و يا « تكامل » در مورد انسان تعبير « حقيقى » است و در مورد ابزارهاى فنّى و توليدى « مجازى » است . رشد و تكامل حقيقى آنجاست كه يك واقعيّت عينى از مرحلهء دانىتر به مرحلهء عالىتر برسد . و امّا رشد مجازى به معنى اين است كه يك واقعيّت عينى تغيير مرحله نمىدهد ، بلكه آن واقعيّت معدوم يا منسوخ و واقعيّتى ديگر مغاير با آن جانشين آن مىشود . مثلا كودك كه بزرگ مىشود واقعا يك رشد و تكامل حقيقى صورت گرفته است ، امّا اگر معلّمى در كلاسى تدريس كند و بعد