بجاى او معلّمى ديگر از او باسوادتر و كارآتر بيايد تدريس كند ، در اينجا وضع معلّمى كلاس تكامل پيدا كرده امّا اين تكامل ، تكامل مجازى است . تكامل انسان در جريان ابزارسازى تكامل حقيقى است ، واقعا انسان از نظر روحى رشد و نموّ مىكند و تكامل مىيابد ، امّا تكامل صنعت - از قبيل تكامل اتومبيل كه هر سال مدل جديدتر و كاملتر و مجهّزتر به بازار مىآيد - تكامل مجازى است ، يعنى واقعا يك واقعيّت عينى از مرحلهء دانى به مرحلهء عالى پا نگذاشته است ، اتومبيل سال گذشته امسال مجهّزتر نشده است ، بلكه معدوم و منسوخ و از صحنه خارج شده و جاى آن اتومبيلهاى ديگرى آمده است . به عبارت ديگر ، فرد « ناقص » از بين رفته و فردى ديگر « كامل » بجاى آن نشسته ، نه اينكه يك فرد در دو زمان از مرحلهء نقص به مرحلهء كمال انتقال يافته است .
آنجا كه يك تكامل حقيقى و يك تكامل مجازى دوش به دوش يكديگر قرار دارند ، بديهى است كه تكامل حقيقى اصل است و تكامل مجازى فرع .
تازه اين در مورد علوم فنّى است . در علوم ديگر از قبيل پزشكى ، روانشناسى ، جامعهشناسى ، منطق ، فلسفه ، رياضيّات به هيچ وجه نمىتوان اين نوع وابستگى يعنى وابستگى يك طرفه را تأييد كرد . رشد علوم به همان اندازه و يا كمتر به وضع مادّى و اقتصادى وابسته است كه وضع مادّى و اقتصادى به رشد علوم . همانطور كه « ك .
شمولر » عليه ماركسيسم اعلام داشته است :
« مسلّما وضع مادّى و اقتصادى شرط لازم تظاهرات بسيار عالى فرهنگ است ، لكن به همان اندازه نيز مسلّم است كه زندگى معنوى و اخلاقى داراى رشد مستقلّى است . » ( 1 )
اگر يك نقص كه در بيان اگوست كنت فرانسوى هست كه بشر و انسانيّت را در « ذهن » - كه بخشى از استعدادهاى انسانى انسان است و نيمى از معنويّت بشر است - خلاصه مىكند رفع كنيم ، نظريّهء اگوست كنت در مورد تكامل اجتماعى از نظريّهء ماركس بسى ارزشمندتر است . اگوست كنت مدّعى است :
« نمودهاى اجتماعى تابع جبر علمى دقيقى هستند كه به صورت تحوّل اجتنابناپذير جوامع بشرى تحت فرمان ترقّيات ذهن بشر نمودار مىگردد . » ( 2 )
هامش
( 1 ) . تجديد نظر طلبى . . . ، ص 239 .
( 2 ) . مراحل اساسى انديشه در جامعهشناسى ، ص 102 .