6 ماترياليسم تاريخى خود را نقض مىكند
بنابر ماترياليسم تاريخى هر فكر ، هر انديشه ، هر نظريّهء فلسفى و يا علمى ، هر سيستم اخلاقى به حكم اينكه تجلّى شرايط مادّى و اقتصادى خاصّى است و وابسته به شرايط عينى خاصّ خويش است ، نمىتواند اعتبار و ارزش مطلق داشته باشد ، بلكه تعلّق دارد به زمان خاصّ خودش و با گذشت آن زمان و تغيير شرايط مادّى و اقتصادى كه قهرى و جبرى و اجتنابناپذير است ، آن فكر ، آن انديشه ، آن نظريّهء فلسفى و يا علمى و آن سيستم اخلاقى نيز صحّت و اعتبار خود را از دست مىدهد و ناچار فكر و انديشه و نظريّهء ديگر بايد جايگزين آن گردد .
بنابراين ماترياليسم تاريخى نيز كه از طرف برخى فيلسوفان و جامعهشناسان طرح شده مشمول اين قانون كلّى هست ، زيرا اگر مشمول اين قانون كلّى نباشد پس استثنائى در كار است و قانون يا قوانينى علمى و فلسفى وجود دارد كه اصالت دارد و تابع هيچ زيربناى اقتصادى نيست ، و اگر خود مشمول اين قانون هست پس ماترياليسم تاريخى از نظر ارزش و صحّت و اعتبار فقط در يك زمان محدود و يك دورهء خاص صادق است كه همان دورهاى است كه پديد آمده است و نه قبل و يا بعد از آن دوره . پس به هر حال ماترياليسم تاريخى نقض شده است .
يعنى ماترياليسم تاريخى به عنوان يك تئورى ، يك نظريّهء فلسفى ، يك امر روبنايى ، يا شامل غير خودش است و شامل خودش نيست ، پس خودش نقض كنندهء خودش است ، و يا شامل خودش و يا غير خودش هست امّا در يك دورهء محدود ، در دورههاى ديگر نه شامل خودش است و نه شامل غير خودش . عين اين ايراد ، بر ماترياليسم ديالكتيك كه اصل حركت و اصل پيوستگى متقابل را شامل همه چيز حتّى اصول علمى و فلسفى مىداند نيز وارد است و ما در اصول فلسفه و روش رئاليسم ( جلد اوّل و دوّم ) دربارهء آنها سخن گفتهايم . از اينجا روشن مىشود اينكه مىگويند جهان نمايشگاه ماترياليسم ديالكتيك و جامعه نمايشگاه ماترياليسم تاريخى است ، چه اندازه بىپايه است .