تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
به حكم اينكه از وحدت و وجود حقيقى برخوردار است و طبيعت خاص دارد ، قوانين حاكم بر آنها ضرورى و كلّى است . پس مطابق بيان گذشته ، بر جامعه و تاريخ يك سلسله قوانين « ضرورى » و « كلّى » حاكم است . ما اين نوع ضرورت را « ضرورت فلسفى » اصطلاح مىكنيم و اين ضرورت حكم مىكند كه جريان تاريخ بر طبق يك سلسله قوانين قطعى و ضرورى صورت مىگيرد . امّا جبر تاريخ ماركسيستى كه از آن به جبر اقتصادى تعبير مىشود تعبير خاصّى است از ضرورت فلسفى . اين نظريّه تركيبى است از دو نظريّهء ديگر : يكى همان ضرورت فلسفى كه حكم مىكند هيچ حادثه‌اى بدون ضرورت وجود پيدا نمىكند ، وجود هر پديده‌اى در زمينهء پيدايش علل خاصّ خودش حتمى و اجتناب‌ناپذير است و در زمينهء نبودن آن علل ، محال و ممتنع است ، و ديگر نظريّهء تقدّم بنياد مادّى جامعه بر ساير بنيادها كه قبلا توضيح داديم . لازمهء اين دو نظريّه ، جبر مادّى تاريخ است ، يعنى تبعيّت روبنا از زيربنا حتمى و اجتناب‌ناپذير است ، با تغيير و دگرگونى زيربنا تغيير و دگرگونى روبنا قطعى و لا يتخلّف است و بدون تغيير زير بنا تغيير روبنا ناممكن است . آنچه كه به ادّعاى ماركسيسم ، سوسياليزم ماركسيستى را « علمى » مىكند و به صورت يك قانون طبيعى در مىآورد مانند ساير قوانين طبيعى جهان ، همين اصل است ، زيرا طبق اين اصل ، ابزار توليد كه اساسىترين قسمت ساخت اقتصادى جامعه است طبق يك سلسله قوانين طبيعى به رشد خود ادامه مىدهد ، همچنانكه انواع گياهان و حيوانات در طول تاريخ چند صد ميليون سالى خود به رشد تدريجى خود ادامه داده و در مراحل خاصّى وارد نوعيّت جديدى شده‌اند و همچنانكه رشد و تكامل و تبدّل نوعى گياهان و جانوران ، خارج از اراده و هوس و آرزوى كسى بوده است ، رشد و تكامل ابزار توليد نيز چنين است . ابزار توليد در جريان رشد تدريجى خود مراحلى را طى مىكند . به هر مرحله كه رسيد جبرا به دنبال خود ساير شئون جامعه را دگرگون مىسازد و قابل جلوگيرى نيست و پيش از آنكه به مرحلهء خاصّ رشد خود برسد ، امكان پيش افتادن تحوّلات روبنايى اجتماعى وجود ندارد . سوسياليستها و به طور كلّى عدالتخواهانى كه بدون توجّه به امكاناتى كه از ناحيهء رشد ابزار توليد بايد به دست آيد صرفا به حكم عاطفه و آرزوى عدالتخواهى و سوسياليسم و اجتماعى شدن جامعه در تلاش هستند ، جز بيهوده كارى ، چيزى انجام نمىدهند . كارل ماركس در مقدّمهء كتاب سرمايه گفته است :