تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
پيش‌بينى است . در پرتو جامعه‌شناسى علمى و سوسياليسم علمى مىتوان وضع هر جامعه را بررسى كرد كه در چه مرحله‌اى است و آيندهء آن جامعه را پيش‌بينى كرد و در نتيجه مىتوان فهميد كه كودك سوسياليسم در رحم هر جامعه‌اى در چه مرحله است و در هر مرحله‌اى همان را انتظار داشت كه بايد ، و انتظارهاى بى جا را كنار گذاشت . از يك جامعه‌اى كه هنوز در مرحلهء فئوداليسم است انتظار انتقال به سوسياليسم را نبايد داشت همچنانكه در انتظار تولّد فورى يك جنين چهارماهه نبايد نشست . ماركسيسم كوشش دارد مراحل طبيعى ديناميكى جامعه‌ها را بشناسد و معرّفى كند و قوانين جبرى تحوّل جامعه‌ها را از هر دوره‌اى به دورهء ديگر كشف نمايد . از نظر ماركسيسم جامعه‌ها چهار مرحلهء كلّى را طى كرده تا به سوسياليسم رسيده يا خواهند رسيد : دورهء اشتراك اوّليه ، دورهء بردگى ، دورهء سرمايه‌دارى ، دورهء سوسياليسم . احيانا به جاى چهار دوره ، پنج دوره يا شش دوره و يا هفت دوره ذكر مىشود ، يعنى هر يك از دوره‌هاى بردگى ، سرمايه‌دارى ، سوسياليسم به دو دوره قابل تقسيم است . 3 . هر دورهء تاريخى با دورهء ديگر از نظر ماهيّت و نوعيّت مختلف است . همانطور كه از نظر زيستى ، جانوران از نوعى به نوعى ديگر متبدّل مىشوند و تغيير ماهيّت مىدهند ، دورانهاى تاريخى نيز همين طور است ، از اين‌رو هر دوران تاريخى قوانين ويژه‌اى دارد و هرگز قوانين دوران قبل از يك دوران يا قوانين دورانى بعد از آن دوران را نمىتوان به آن دوران تعميم داد . همانطور كه آب تا وقتى كه آب است تابع قوانين خاصّ مايعات است امّا همين‌كه تبديل به بخار شد ديگر تابع آن قوانين نيست بلكه تابع قوانين مخصوص گازهاست ، جامعه نيز تا وقتى كه مثلا در مرحلهء فئوداليسم است با يك سلسله قوانين اداره مىشود و همين‌كه از آن مرحله گذشت و به مرحلهء كاپيتاليسم رسيد ، كوشش براى ابقاى قوانين دورهء فئوداليسم بيهوده است . از اين‌رو جامعه نمىتواند قوانين جاودانه و ابدى داشته باشد . بنابر ماترياليسم تاريخى و « زيربنا » بودن اقتصاد ، هر گونه قانون مدّعى جاودانگى محكوم است . يكى از ناسازگاريهاى ماديّت تاريخى با مذهب - خصوصا اسلام كه به يك سلسله قوانين جاودانه قائل است - در همين‌جاست . در كتاب تجديد نظر طلبى از ماركس تا مائو ، از ملحقات چاپ دوّم سرمايه چنين نقل