باشند ، تاريخ خالى از هر نوع قاعده و قانون و سنّت و جريان مشخّص خواهد بود .
ضرب المثل حوادث تاريخى تصادفى كه در مسير تاريخ مؤثّر بوده ، « بينى كلئوپاترا » ملكهء معروف مصر است . در جهان حوادث جزئى و اتّفاقى كه مسير جريانهاى تاريخ را عوض كرده ، و به قول معروف « از نسيمى دفتر ايّام بر هم خورده است » ، فراوان است .
« ادوارد هالتكار » در كتاب تاريخ چيست ؟ مىگويد :
« منشأ ديگر حمله ( به جبر تاريخ ) معمّاى مشهور « بينى كلئوپاترا » است . اين همان نظريّهاى است كه تاريخ را با بيش و كم ، فصلى از اعراض ، يك سلسله حوادث ناشى از رويدادهاى اتّفاقى ، و منتسب به تصادفىترين علل مىداند : نتيجهء جنگ اكتيوم مربوط به عللى كه مورّخان عموما مسلّم مىپندارند نبوده بلكه ناشى از شيفتگى آنتونى نسبت به كلئوپاترا بود . زمانى كه با يزيد در اثر بيمارى نقرس از پيشروى در اروپاى مركزى بازايستاد ، گيبون نوشت كه « غلبهء خلطى قليل بر مزاج فردى از افراد بشر ممكن است بدبختى ملّتهايى را مانع شود يا معلّق كند » . هنگامى كه الكساندر پادشاه يونان را در پاييز 1920 ميمون دستآموزى گاز گرفت و درگذشت ، اين تصادف سلسله حوادثى به بار آورد كه سروينستن چرچيل را بر آن داشت تا اظهار دارد كه « دويست و پنجاه هزار تن از گزش ميمون مردند » .
ياتروتسكى در حين شكار اردك مبتلا به تب مىشود و در لحظهء مبارزهاش با زينويف ، كامنف و استالين در پاييز 1923 بسترى مىگردد و مىنويسد : شخص مىتواند انقلاب يا جنگى را پيشبينى كند ، امّا پيشبينى عواقب شكار پاييزى اردكهاى وحشى ناممكن است . » ( 1 )
در جهان اسلام ، داستان شكست مروان بن محمّد آخرين خليفهء اموى شاهد خوبى است براى دخالت تصادف در سرنوشت تاريخ . مروان در آخرين جنگ با عبّاسيها ، در ميدان نبرد دچار فشار ادرار شد و به كنارى رفت . تصادفا يكى از افراد دشمن كه از آنجا مىگذشت او را ديد و كشت . شهرت كشته شدنش به ميان سپاهيانش پيچيد . چون قبلا چنين حادثهاى پيشبينى نشده بود ولوله در ميان سپاهيان افتاد و فرار كردند و دولت بنى اميّه منقرض شد . آنجا بود كه گفته شد : « ذهبت
هامش
( 1 ) . تاريخ چيست ترجمهء حسن كامشاد ، ص 144 و 145 .