8 . خود آگاهى پيامبرانه
خود آگاهى پيامبرانه با همهء آنها متفاوت است . پيامبر هم خود آگاهى خدايى دارد و هم خلقى ، هم درد خدا دارد و هم درد خلق خدا ، امّا نه در شكل ثنويّت و دوگانگى و دوگونگى و دو قطبى و دو قبلهاى ، نه به اين صورت كه نيمى از قلب پيامبر به سوى خداست و نيمى به سوى خلق ، يك چشمش به حقّ است و يك چشمش به خلق ، مهر و محبّتش ، هدفها و آرزوهايش ميان خدا و خلق خدا تقسيم شده است ، ابدا .
قرآن كريم مىفرمايد : خداوند در سينهء بشر دو دل قرار نداده كه به دو جا بسپارد
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ
( 1 ) . با يك دل دو دلبر نمىتوان داشت . پيامبران قهرمانان توحيدند . در كار آنها كوچكترين شركى وجود ندارد ، نه شرك در مبدأ و نه شرك در هدف و آرزو و نه شرك در دردمندى . پيامبران به ذرّه ذرّهء جهان عشق مىورزند از آن جهت كه همه از او و مظاهر اسماء و صفات اويند .
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست * عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست ( 2 ) عشق اولياى حق به جهان ، پرتوى از عشق به حقّ است نه عشقى در برابر عشق به حق . درد خلقى آنها منبعث از درد حقّى آنهاست نه از يك ريشه و منبع ديگر . هدفها و آرزوها و غايات آنها پلّههاى بالا رفتن و بالا بردن مردم به سوى غاية الغايات يعنى خداست .
پيامبران كارشان از درد خدايى آغاز مىشود كه آنها را به سوى قرب به خداوند و وصول به بارگاه او مىراند . اين درد تازيانهء تكامل آنهاست و محرّك آنها در اين مسير و سفر است كه از آن به « سفر از خلق تا حق » تعبير مىشود . اين درد يك لحظه آنان را آرام نمىگذارد تا به تعبير على ( عليه السّلام ) آنها را به « قرار امن » برساند .
پايان اين سير و سفر ، آغاز سفر ديگر است كه از آن به « سفر در حق با حق » تعبير
هامش
( 1 ) . احزاب / 4 .
( 2 ) . كلّيّات سعدى ، طيّبات .