ما را به خاطر كمك نكردن به جلوگيرى از سقوط هواپيما مؤاخذه نمىكند .
اينجا يك نكته هست و آن اينكه همچنانكه در مورد اطّلاع و آگاهى گفتيم كه مشروط بودن تكليف به اطّلاع و آگاهى مستلزم اين نيست كه ما موظّف و مكلّف به تحصيل اطّلاع و آگاهى نباشيم ، مشروط بودن تكليف به قدرت و توانايى نيز مستلزم اين نيست كه ما مكلّف به كسب و تحصيل قدرت نباشيم . در مواردى تفويت قدرت حرام است و تحصيل آن واجب . فرض كنيم در مقابل دشمنى سرسخت و قوى و مقتدر قرار گرفتهايم كه قصد تهاجم به حقوق ما و يا قصد تهاجم به حوزهء اسلام دارد و ما در حال حاضر قدرت مقابله با آن را نداريم و هر گونه مقابلهاى از دست دادن نيروهاست بدون آنكه نتيجهاى در حال حاضر يا در آينده از اين كار خود بگيريم . بديهى است كه در اين صورت ما مكلّف به مقابله و جلوگيرى نيستيم ، ولى همواره مكلّف بوده و هستيم كه تحصيل قدرت و توانايى كنيم تا در چنين شرايطى دست روى دست نگذاريم . قرآن كريم مىفرمايد :
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ
( 1 ) .
تا آنجا كه ممكن است نيرو و اسبان آماده تهيّه كنيد تا بدين وسيله دشمنان شما و دشمنان خدا از شما حساب ببرند و قصد تجاوز به شما را از دماغ خود بيرون كنند .
همان طورى كه يك فرد و يا يك جامعهء ناآگاه كه در تحصيل آگاهى كوتاهى كرده است مورد مؤاخذهء الهى قرار مىگيرد و ناآگاهى براى او عذرى محسوب نمىشود ، همچنين يك فرد و يا يك جامعهء ناتوان نيز كه در تحصيل قدرت و توانايى كوتاهى كرده است مورد مؤاخذهء الهى قرار مىگيرد كه چرا كسب قدرت و توانايى نكرده است ، ناتوانى او عذرى براى او محسوب نمىشود .
5 . آزادى و اختيار
آزادى و اختيار يكى ديگر از شرايط تكليف است ، يعنى انسان آنگاه مكلّف است به انجام يك وظيفه كه اجبار و يا اضطرارى در كار نباشد ، اگر اجبار ( اكراه ) يا
هامش
( 1 ) . انفال / 60 .