1 . بلوغ
انسان به يك مرحله از سن كه مىرسد ، تغييراتى ناگهانى و تغييرى شبيه نوعى جهش در اندامش و احساساتش و انديشهاش پيدا مىشود كه « بلوغ » ناميده مىشود .
هر كسى در حقيقت يك بلوغ طبيعى دارد .
به طور دقيق نمىتوان يك زمان معيّن را مرحلهء بلوغ براى همهء افراد معيّن كرد .
ممكن است بعضى افراد از بعضى ديگر زودتر به مرحلهء بلوغ طبيعى برسند .
خصوصيّت فردى افراد و همچنين خصوصيّات منطقهاى و محيطى در تسريع يا تأخير بلوغ طبيعى تأثير دارد .
آنچه مسلّم است اين است كه جنس زن از جنس مرد زودتر به مرحلهء بلوغ طبيعى مىرسد . از نظر قانونى لازم است يك سنّ معيّن كه سنّ متوسّط عموم است و يا سنّى كه حدّ اقلّ سنّ بلوغ است ( بعلاوهء شرطى ديگر مانند رشد ، در فقه اسلامى ) در نظر گرفته شود تا همهء افراد يك ضابطه داشته باشند . بنابراين ممكن است افرادى به بلوغ طبيعى رسيده باشند ولى هنوز به سنّ بلوغ قانونى نرسيده باشند .
در اسلام طبق نظر اكثريّت علماى شيعه بلوغ قانونى مرد از نظر سن ، تمام شدن پانزده سالگى - به سال قمرى - و ورود در شانزده سالگى تعيين شده است ، و بلوغ قانونى زن تمام شدن نه سالگى و ورود در ده سالگى تعيين شده است . بلوغ قانونى يكى از شرايط تكليف است ، يعنى فردى كه به مرحلهء قانونى نرسيده باشد مكلّف نيست مگر با دليل ثابت شود كه به مرحلهء بلوغ طبيعى قبل از بلوغ قانونى رسيده است .
2 . عقل
يكى ديگر از شرايط تكليف ، عاقل بودن است . ديوانه كه فاقد عقل است مكلّف نيست و تكاليف از او ساقط است . همان طورى كه نابالغ در زمان عدم بلوغ به هيچ وجه تكليفى متوجّه او نيست ، در زمان بلوغ نيز مكلّف نيست كه آنچه را كه در زمان عدم بلوغ انجام نداده است جبران كند ، مثلا شخص بالغ وظيفه ندارد نمازهايى كه در