تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
زمان عدم بلوغ نخوانده قضا كند ، زيرا تكليفى متوجّه او نبوده است . شخص ديوانه نيز در حال ديوانگى مكلّف نيست . بنابراين اگر ديوانه‌اى پس از چندى عاقل شد مكلّف نيست تكاليفى را كه در ايّام ديوانگى انجام نداده قضا كند ، مثلا لازم نيست كه نمازها و روزه‌هاى آن زمان را قضا نمايد . بلى ، برخى تكاليف است كه به دارايى و اموال كودك يا ديوانه تعلّق مىگيرد و كودك يا ديوانه در حال كودكى يا ديوانگى موظّف نيستند آن را انجام دهند ، ولى پس از آنكه كودك بالغ شد و يا ديوانه عاقل شد بايد انجام دهند ، مانند زكات يا خمسى كه به مال كودك و يا مال ديوانه تعلّق مىگيرد كه اگر ولىّ شرعى آنها ادا نكرده باشد خودشان پس از رسيدن به مرحلهء مكلّف بودن بايد انجام دهند .

3 . اطّلاع و آگاهى

بديهى است كه انسان آنگاه قادر است تكليفى را انجام دهد كه از وجود آن تكليف آگاه باشد و به عبارت ديگر به او ابلاغ شده باشد . فرضا قانون‌گذار قانونى را وضع كند ولى به اطّلاع مكلّف نرساند ، مكلّف ملزم نيست و بلكه قادر نيست آن را به مرحلهء اجرا در آورد و اگر عملا بر خلاف رفتار نمايد قانون‌گذار نمىتواند او را مجازات نمايد . علماى علم اصول مىگويند مجازات كسى كه از تكليف آگاه نيست و تقصيرى در كسب اطّلاع ندارد زشت است و نام اين اصل را « قبح عقاب بلا بيان » مىگذارند . قرآن كريم مكرّر اين حقيقت را بيان كرده است كه هيچ قومى را به جرم تخلّف از يك قانون عذاب نمىكنيم مگر آنكه حجّت بر آن مردم تمام شده باشد ، يعنى هيچ قومى را « عقاب بلا بيان » نمىكنيم . البتّه شرط بودن علم و آگاهى براى تكليف - به نحوى كه گفته شد - مستلزم اين نيست كه انسان بتواند عملا خود را در بىخبرى نگه دارد و آن را عذرى براى خويش بپندارد . انسان مكلّف است كه تحصيل علم و آگاهى كند و سپس بر طبق آگاهى خويش عمل و فعّاليّت كند . در حديث است كه روز قيامت برخى گنهكاران را در محكمهء عدل الهى حاضر مىكنند و دربارهء برخى كوتاهيها در انجام مسئوليّتهايشان آنها را مورد مؤاخذه قرار مىدهند . به گناهكار گفته مىشود : چرا وظيفه‌ات را انجام