تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
هست و شرط تكليف نيست . البتّه شرط صحّت نيز به نوبهء خود بر سه قسم است : برخى ، هم شرط صحّت عبادات است و هم شرط صحّت معاملات ، برخى فقط شرط صحّت عبادات است و برخى فقط شرط صحّت معاملات . آن چيزى كه هم شرط تكليف است و هم شرط صحّت ، عقل است . انسان غير عاقل همان طورى كه تكليف ندارد ، اعمالش - اعمّ از عبادات و يا معاملات - صحيح نيست . مثلا اگر ديوانه‌اى بخواهد به نيابت از ديگرى حج كند كافى نيست و يا اگر بخواهد به نيابت از ديگرى نماز بخواند و يا روزه بگيرد كافى نيست و همچنين در نماز جماعت اگر ديوانه‌اى رابط ميان امام و مأموم و يا رابط ميان مأمومها باشد كافى نيست . قدرت نيز مانند عقل ، هم شرط تكليف است و هم شرط صحّت ، همچنانكه عدم اكراه نيز چنين است ، يعنى شخص مجبور همانطور كه در شرايط خاصّى تكليفش ساقط مىگردد ، اگر معامله‌اى از راه اكراه و اجبار انجام دهد و يا ازدواجى از روى اكراه و اجبار انجام دهد صحيح نيست و بلكه باطل است . آن چيزى كه شرط تكليف هست و شرط صحّت نيست ، بلوغ است . كودك نابالغ خودش مكلّف نيست ولى اگر به حدّ تمييز رسيده باشد كه مانند يك بالغ بتواند عملى را درست انجام دهد ، عملش صحيح است . بنابراين يك كودك مىتواند رابط ميان امام و مأموم و يا رابط ميان مأمومها در نماز جماعت واقع شود ، همچنانكه مىتواند در عبادات از ديگران نيابت كند . و آنچه مسلّم است اين است كه بلوغ شرط صحّت عبادات نيست ، امّا در معاملات چطور ؟ برخى از علما معتقدند كه بلوغ در معاملات شرط صحّت است و كودك مميّز كه خوب و بد را بفهمد ، نه مىتواند مستقلّا و براى خود و نه به نيابت از غير ، معامله‌اى را انجام دهد ، مثلا خريدوفروش كند يا اجاره بدهد يا اجراى صيغهء نكاح نمايد . و برخى ديگر معتقدند كه كودك مميّز مستقلّا و براى خود نمىتواند معامله‌اى را انجام دهد ، ولى مىتواند از طرف ديگران نيابت و وكالت كند . اطّلاع و آگاهى و همچنين عدم اضطرار از امورى هستند كه شرط تكليف هستند ولى شرط صحّت نيستند ، علىهذا اگر عملى - اعمّ از عبادت و معامله - از نظر شرايط ديگر ، كامل صورت گيرد ولى عمل‌كننده نمىدانسته است و تصادفا عملش جامع