تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
محدوديّتى كه به حكم قضاى الهى نصيب انسان شده است همان محدوديّت ناشى از شرايط موروثى و شرايط محيطى و شرايط تاريخى است نه محدوديّت ديگر ، همچنانكه آزادىاى هم كه نصيب انسان شده به حكم قضاى الهى است ولى به اين صورت كه قضاى الهى ايجاب كرده انسان موجودى صاحب عقل و اراده باشد و در دايرهء محدود شرايط طبيعى و اجتماعى بتواند خود را به مقياس وسيعى از قيد تسليم به آن شرايط آزاد سازد و سرنوشت و آيندهء خويش را در دست گيرد .

انسان و تكليف

از جملهء استعدادهاى انسان - همچنانكه قبلا اشاره شد - استعداد تكليف‌پذيرى است . انسان مىتواند در چارچوب قوانينى كه برايش وضع شده است زندگى كند . هر موجود ديگر غير از انسان جز از قوانين جبرى طبيعى از قانون ديگر نمىتواند پيروى كند . مثلا نمىتوان براى سنگها و چوبها يا براى درختان و گلها و يا براى اسب و گاو و گوسفند قانون وضع كرد و به آنها ابلاغ كرد و آنها را مكلّف ساخت كه در چارچوب قوانين و مقرّراتى كه براى آنها و به مصلحت آنها وضع شده است رفتار نمايند . اين موجودات ، فرضا در جهت حفظ و مصلحت آنها اقدامى بشود ، بايد به صورت اجبار و الزام عمل شود . ولى انسان يگانه موجود ممتازى است كه اين « امكان » و « توانايى » شگفت را دارد كه در چارچوب يك سلسله قوانين قراردادى رفتار نمايد . اين قوانين قراردادى از آن نظر كه از طرف يك مقام صلاحيّتدار وضع مىشود و به انسان تحميل مىشود و تحمّل قانون از نوعى زحمت و مشقّت خالى نيست ، به نام « تكليف » خوانده مىشود . قانون‌گذار براى اينكه انسان را به تكليف خاصّى مكلّف سازد چند شرط را بايد رعايت كند . به عبارت ديگر ، انسان با واجد بودن چند شرط مىتواند انجام تكاليفى را بر عهده بگيرد .

شرايط تكليف كه در همهء تكاليف بايد وجود داشته باشد امور ذيل است :