7 . او از يك كرامت ذاتى و شرافت ذاتى برخوردار است ، خدا او را بر بسيارى از مخلوقات خويش برترى داده است . او آنگاه خويشتن واقعى خود را درك و احساس مىكند كه اين كرامت و شرافت را در خود درك كند و خود را برتر از پستيها و دنائتها و اسارتها و شهوترانيها بشمارد :
« همانا ما بنى آدم را كرامت بخشيديم و آنان را بر صحرا و دريا ( خشك و تر ) مسلّط كرديم و بر بسيارى از مخلوقات خويش برترى داديم . » ( 1 )
8 . او از وجدانى اخلاقى برخوردار است ، به حكم الهامى فطرى ، زشت و زيبا را درك مىكند :
« سوگند به نفس انسان و اعتدال آن ، كه ناپاكيها و پاكيها را به او الهام كرد . » ( 2 )
9 . او جز با ياد خدا با چيز ديگر آرام نمىگيرد . خواستهاى او بىنهايت است ، به هر چه برسد از آن سير و دلزده مىشود مگر آنكه به ذات بىحدّ و نهايت ( خدا ) بپيوندد :
« همانا تنها با ياد او دلها آرام مىگيرد . » ( 3 )
« اى انسان ! تو به سوى پروردگار خويش بسيار كوشنده هستى و عاقبت او را ديدار خواهى كرد . » ( 4 )
10 . نعمتهاى زمين براى انسان آفريده شده است :
« همانا اوست كه آنچه در زمين است براى شما آفريد . » ( 5 )
« آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است مسخّر او قرار داده است ( پس او حقّ بهرهگيرى مشروع از همهء اينها را دارد ) . » ( 6 )
هامش
( 1 ) . اسراء / 70 .
( 2 ) . شمس / 8 و 9 .
( 3 ) . رعد / 28 .
( 4 ) . انشقاق / 6 .
( 5 ) . بقره / 29 .
( 6 ) . جاثيه / 13 .