« چهرهء خود را به سوى دين نگهدار ، همان كه سرشت خدايى است و همهء مردم را بر آن سرشته است . » ( 1 )
4 . در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادّى كه در جماد و گياه و حيوان وجود دارد ، عنصرى ملكوتى و الهى وجود دارد . انسان تركيبى است از طبيعت و ما وراء طبيعت ، از مادّه و معنى ، از جسم و جان :
« آنكه هر چه را آفريد نيكو آفريد و آفرينش انسان را از گل آغاز كرد ، سپس نسل او را از شيرهء كشيدهاى كه آبى پست است قرار داد ، آنگاه او را بيار است و از روح خويش در او دميد . » ( 2 )
5 . آفرينش انسان ، آفرينشى حساب شده است ، تصادفى نيست . انسان موجودى انتخاب شده و برگزيده است :
« خداوند ، آدم را برگزيد و توبهاش را پذيرفت و او را هدايت كرد . » ( 3 )
6 . او شخصيّتى مستقل و آزاد دارد ، امانتدار خداست ، رسالت و مسئوليّت دارد ، از او خواسته شده است با كار و ابتكار خود زمين را آباد سازد و با انتخاب خود يكى از دو راه سعادت و شقاوت را اختيار كند :
« همانا امانت خويش را بر آسمان و زمين و كوهها عرضه كرديم ، همه از پذيرش آن امتناع ورزيدند و از قبول آن ترسيدند ، امّا انسان بار امانت را به دوش كشيد و آن را پذيرفت . همانا او ستمگر و نادان بود . » ( 4 )
« ما انسان را از نطفهاى مركّب و ممزوج آفريديم تا او را مورد آزمايش قرار دهيم ، پس او را شنوا و بينا قرار داديم ، همانا راه را به او نموديم ، او خود يا سپاسگزار است و يا كافر نعمت ( يا راه راست را كه نموديم خواهد رفت و به سعادت خواهد رسيد و يا كفران نعمت كرده ، منحرف مىگردد ) . » ( 5 )
هامش
( 1 ) . روم / 43 .
( 2 ) . الم - سجده / 7 - 9 .
( 3 ) . طه / 121 .
( 4 ) . احزاب / 72 .
( 5 ) . دهر / 2 و 3 .