است ( نهى النّبىّ عن الغرر ) ( 1 ) و ( 2 ) .
14 . ضدّيت با ضدّ عقل : اسلام عقل را محترم و او را پيامبر باطنى خدا مىشمارد . اصول دين جز با تحقيق عقلانى پذيرفته نيست . در فروع دين ، عقل يكى از منابع اجتهاد است . اسلام عقل را نوعى طهارت و زوال عقل را نوعى « محدث » شدن تلقّى مىكند ، لهذا عروض جنون يا مستى نيز همچون بول كردن يا خوابيدن ، وضو را باطل مىسازد . مبارزهء اسلام با هر نوع مستى و حرمت استعمال امور مستكننده مطلقا ، به علّت ضدّيت با ضدّ عقلهاست كه جزء متن اين دين است .
15 . ضدّيت با ضدّ اراده : همچنانكه عقل محترم است و پارهاى از دستورهاى اسلامى براى نگهبانى عقل است ، اراده كه قوّهء مجريّهء عقل است نيز محترم است ، از اينرو « بازدارنده » ها كه در زبان اسلام « لهو » ناميده شده است ، حرام و ممنوع است .
16 . كار : اسلام دشمن بيكارى و بيكارگى است . انسان به حكم اينكه از جامعه بهره مىگيرد و بهره مىبرد و به حكم اينكه كار بهترين عامل سازندهء فرد و اجتماع و بيكارى بزرگترين عامل فساد است ، بايد كار مفيد انجام دهد . اسلام انگل بودن و « كلّ » بر جامعه بودن را در هر شكل مورد ملعنت قرار داده است « ملعون من ألقى كلّه على النّاس » ( 3 ) .
17 . قداست شغل و حرفه : شغل و حرفه علاوه بر اينكه يك تكليف است يك امر مقدّس و محبوب خداست و شبيه جهاد است :
إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُؤْمِنَ الْمُحْتَرِفَ ( 4 ) .
خداوند مؤمن صاحب حرفه را دوست مىدارد .
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 3 / ص 1153 .
( 2 ) . آنچه در متن نهى نبوى آمده است « بيع غررى » است ، ولى موازين اجتهادى حكم به الغاى خصوصيّت مىكند و مطلق غررها را ممنوع مىشمارد .
( 3 ) . وسائل ، ج 12 / ص 18 .
( 4 ) . وسائل ، ج 12 / ص 13 ، بدين لفظ : إنّ اللّه يحبّ المحترف الأمين .