لا رهبانيّة في الإسلام ( 1 ) .
در اسلام ، رهبانيّت نيست .
در جامعههاى كهن هميشه يكى از دو چيز وجود داشت : يا آخرتگرايى و زندگى گريزى ( رهبانيّت ) و يا زندگىگرايى و آخرت گريزى ( تمدّن ، توسعه ) . اسلام آخرتگرايى را در متن زندگىگرايى قرار داد . از نظر اسلام راه آخرت از متن زندگى و مسئوليّتهاى زندگى دنيايى مىگذرد .
5 . اجتماعى بودن : مقرّرات اسلامى ، ماهيّت اجتماعى دارد ، حتّى در فردىترين مقرّرات از قبيل نماز و روزه چاشنى اجتماعى در آنها زده شده است .
مقرّرات فراوان اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى ، حقوقى ، جزائى اسلام ناشى از اين خصلت است ، همچنانكه مقرّراتى از قبيل جهاد و امر به معروف و نهى از منكر ، از مسئوليّت اجتماعى اسلامى ناشى مىشود .
6 . حقوق و آزادى فرد : اسلام در عين اينكه دينى اجتماعى است و به جامعه مىانديشد و فرد را مسئول جامعه مىشمارد ، حقوق و آزادى فرد را ناديده نمىگيرد و فرد را غير اصيل نمىشمارد . فرد از نظر اسلام ، چه از نظر سياسى و چه از نظر اقتصادى و چه از نظر قضائى و چه از نظر اجتماعى ، حقوقى دارد ، از نظر سياسى حقّ مشورت و حقّ انتخاب و از نظر اقتصادى حقّ مالكيّت بر محصول كار خود و حقّ معاوضه و مبادله و صدقه و وقف و اجاره و مزارعه و مضاربه و غيره در ما يملك شرعى خود دارد و از نظر قضائى حقّ اقامهء دعوى و احقاق حق و حقّ شهادت ، و از نظر اجتماعى حقّ انتخاب شغل و مسكن و انتخاب رشتهء تحصيلى و غيره و از نظر خانوادگى حقّ انتخاب همسر دارد .
7 . تقدّم حقّ جامعه بر حقّ فرد : آنجا كه ميان حقّ جامعه و حقّ فرد تعارض و تزاحم افتد ، حقّ جامعه بر حقّ فرد و حقّ عام بر حقّ خاص تقدّم مىيابد . حاكم شرعى در اين موارد تصميم مىگيرد .
هامش
( 1 ) . نهايهء اين اثير ، ج 2 / ص 280 .