يعنى جهان در مجموع خود يك دستگاه مرتبط و يك ارگانيسم زنده است ، تو انتظار نداشته باش كه پاسخ نيكى را از همان نقطه دريافت كنى كه در آن نقطه نيكى از تو سر زده است ، احيانا نيكى در نقطهاى از تو سر مىزند و تو پاسخ و پاداش آن را از نقطهاى ديگر كه انتظار آن را ندارى دريافت خواهى كرد ، چرا ؟ چون جهان خدا دارد و خدا نيكوكاران را دوست دارد .
تو نيكى مىكن و در دجله انداز * كه ايزد در بيابانت دهد باز 11 . بعد از اين جهان ، جهانى ديگر است . آن جهان ، جهان ابديّت و جهان پاداش و كيفر اعمال است .
12 . روح انسان حقيقتى جاودانه است . انسان نه تنها در قيامت به صورت زندهاى محشور مىشود ، در فاصلهء دنيا و قيامت از نوعى حيات كه حيات برزخى ناميده مىشود و از حيات دنيوى قوىتر و كاملتر است بهرهمند است . در حدود بيست آيه از قرآن بر حيات انسان در حال پوسيدگى بدن در فاصلهء مرگ و قيامت دلالت دارد .
13 . اصول و مبادى اوّلى زندگى ، يعنى اصول انسانيّت و اخلاق ، اصولى ثابت و جاودانه است . آنچه متغيّر است و نسبى است فروع است نه اصول . چنين نيست كه انسانيّت در عصرى چيزى باشد و در عصر ديگر بكلّى مغاير با او ، مثلا در عصرى انسانيّت در ابو ذر بودن ، و در عصر ديگر در معاويه بودن باشد ، بلكه اصولى كه به موجب آنها ابو ذر ابو ذر است و معاويه معاويه ، موسى موسى است و فرعون فرعون ، اصولى جاودانه است .
14 . حقيقت نيز جاودانه است . يك حقيقت علمى اگر بالتّمام حقيقت است ، براى هميشه حقيقت است و اگر خطاست ، براى هميشه خطاست و اگر جزئى از آن حقيقت است و جزئى خطاست ، آن جزء كه حقيقت است براى هميشه حقيقت است و آن جزء كه خطاست براى هميشه خطاست . آنچه متغيّر و متبدّل است واقعيّت است
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٣٧