جود است و هم منع و امساك ، هم نور است و هم ظلمت ، هم حركت و تكامل است و هم سكون و توقّف ، امّا آنچه وجود اصيل دارد خير است ، سازگارى است ، جود است ، نور است ، حركت است ، شر ، تضاد ، منع ، ظلمت ، سكون ، وجودهاى تبعى و طفيلى هستند ، در عين حال همين امور تبعى و طفيلى نقش اساسى در فتح باب خيرات و در سازگاريها و تلائمها ، در جودها ، در نورها ، در حركتها و تكاملها دارند .
10 . جهان به حكم اينكه يك واحد زنده است ، يعنى قواى ذى شعور ، جهان را تدبير مىكنند
فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً
( 1 ) ، از نظر رابطهء جهان و انسان ، جهان عمل و عكس العمل است ، يعنى جهان نسبت به نيك و بد انسان بىتفاوت نيست ، پاداش و كيفر ، امداد و مكافات ، در همين جهان علاوه بر آنچه در آخرت خواهد آمد هست ، شكر و كفر يكسان نيست :
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
( 2 ) .
اگر از مواهب الهى قدردانى و حقشناسى كنيد و به نحو مطلوب بهرهبردارى نماييد ، آنها را بر شما افزايش مىدهيم و اگر ناسپاسى كنيد و آن نعمتها را بيهوده و در راه خلاف مصرف كنيد ، عذاب من البتّه شديد است .
على ( عليه السّلام ) مىفرمايد :
لا يزهّدنّك فى المعروف من لا يشكره لك ، فقد يشكرك عليه من لا يستمتع بشىء منه ، و قد تدرك من شكر الشّاكر أكثر ممّا أضاع الكافر و اللّه يحبّ المحسنين ( 3 ) .
اگر به كسى نيكى كردى و او حقشناسى نكرد ، تو را به كار نيك بىميل نگرداند ، كه به جاى او از او كسى حقشناسى خواهد كرد كه تو به او هيچ نيكى نكردهاى و تو بيش از آن مقدار كه كافر نعمت حق تو را ضايع كرده است ، از ناحيهء آن بيگانه بهرهمند خواهى شد . خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد .
هامش
( 1 ) . نازعات / 5 .
( 2 ) . ابراهيم / 7 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، حكمت 204 .