تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
در همان حال ، قوانين ديگرى را كه مخالف ميل خود مىبيند ، مورد اعتراض قرار مىدهد . با توجّه به اين حالات ، رويّهء مزبور را روىهمرفته بيش از حدّ ساده‌لوحانه مىيابيم . » ( 1 ) به نظر مىرسد اين جمله‌ها دربارهء خود آقاى راسل بيش از همه صادق است . آنچه ما دربارهء آقاى راسل در زمينهء مسألهء خدا مىبينيم اين نيست كه منطق و استدلال ، ايشان را به بىخدايى كشانده است ؛ تنها نوعى بىميلى بلكه تعصّب منفى در ايشان احساس مىكنيم . امّا اينكه منشأ بىميلى چيست ، نيازمند به روانكاوى مفصّلى از مشار اليه است . در اين روانكاوى ، از الهيّات و معلومات ما وراء الطّبيعى كه در آغاز كودكى از مادربزرگ خود آموخته و مكرّر در كلمات خود از آنها ياد مىكند ، نبايد غافل ماند .

برهان نظم

ساده‌ترين و عمومىترين برهانى كه بر وجود خداوند اقامه مىشود ، برهان نظم است . قرآن كريم موجودات جهان را به عنوان « آيات » يعنى علائم و نشانه‌هايى از خداوند ياد مىكند . معمولًا چنين گفته مىشود كه نظم و سازمان اشياء دليل بر اين است كه نيروى نظم‌دهنده‌اى در كار است . گفته مىشود اين برهان بر خلاف ساير براهين از قبيل برهان محرّك اوّل و برهان وجوب و امكان و برهان حدوث و قدم و برهان صدّيقين - كه ماهيّت فلسفى و كلامى و عقلانى محض دارند - يك برهان طبيعى و تجربى است و ماهيّت تجربى دارد ، نظير ساير براهين و استدلالاتى كه محصول تجربهء بشر است . در غرب ديويد هيوم فيلسوف انگليسى قرن هيجدهم بر اين برهان خدشه‌هايى وارد كرده و از آن هنگام تاكنون بسيارى از غربيها را عقيده بر آن است كه برهان نظم - كه بزرگترين تكيه‌گاه الهيّون است - از اعتبار افتاده است . بىاعتبار شدن ادلّهء اثبات خدا ، خصوصا دليل نظم ، يكى از علل گرايش به مادّيگرى در جهان غرب است . اينك به بررسى خدشه‌هاى جناب هيوم مىپردازيم .
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 87 و 88 .