تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
پىجويى و تعيين كند . تمام اين ماشينهاى گوناگون ، و حتّى كوچكترين اجزاى آن ، با چنان دقّتى با يكديگر متعادل و هماهنگ است كه تحسين و شگفت همهء آدميان را كه دربارهء آنها مىانديشند ، برمىانگيزد و آنان را شيفته و مجذوب مىسازد . سازگارى شگفت‌انگيز وسايل نسبت به غايات در سراسر طبيعت دقيقاً - هر چند خيلى عظيم‌تر - به محصولات و اختراعات انسانى و فراورده‌هاى طرح و فكر و هوش و خرد انسانى شباهت دارد . بنابراين ، از شباهت ميان آثار طبيعى و مصنوعات انسانى ، ما از راه قياس به شباهت ميان علل آنها حكم مىكنيم و سازندهء طبيعت را نظير روح انسان مىدانيم ، هر چند كه به تناسب عظمت دستگاه طبيعت ، سازندهء آن داراى قوايى عظيم‌تر است . تنها به دليل اين دليل غير اولى ( متأخّر بر تجربه ) است كه ما بىدرنگ وجود خدا و همانندى او را با روح و عقل انسانى اثبات مىكنيم . » ( 1 ) هيوم از زبان فيلون شكّاك ، خطاب به كلئانتس نظريّهء او را اينچنين مورد خدشه قرار مىدهد : « اگر ما خانه‌اى ببينيم - كلئانتس ! - با بزرگترين يقين و اطمينان نتيجه مىگيريم كه آن خانه معمار يا بنّايى داشته ، زيرا اين دقيقا آن نوع معلولى است كه تجربه كرده‌ايم كه از آن نوع علّت ناشى و صادر مىشود . امّا مطمئنّا تصديق نخواهيم كرد كه جهان چنين شباهتى به يك خانه دارد كه ما بتوانيم با همان يقين و اطمينان ، يك علّت مشابه استنباط كنيم يا بگوييم شباهت در اينجا تمام و كامل است . اين عدم شباهت طورى روشن است كه بيشترين ادّعايى كه مىتوانى بكنى فقط يك حدس و ظنّ و فرضى دربارهء يك علّت مشابه است . ممكن است مادّه علاوه بر روح ، در اصل ، منشأ يا سرچشمهء نظم در درون خود باشد و تصوّر اينكه چندين عنصر به واسطهء يك علّت درونى ناشناخته ممكن است با عالىترين نظم و ترتيب درآيد ، از تصوّر اينكه صور و معانى آنها در روح بزرگ جهانى به واسطهء يك علّت درونى ناشناختهء همانند به نظم و ترتيب درآيد مشكل‌تر نيست . آيا كسى جدّاً به من خواهد گفت كه يك جهان منظّم بايد ناشى از فكر و صنعتى انسان‌وار باشد ، زيرا كه ما آن را تجربه كرده‌ايم ؟ براى محقّق ساختن اين استدلال لازم است كه دربارهء مبدأ جهانها تجربه داشته باشيم و مطمئنّا اين كافى نيست كه
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 209 و 210 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 539 | مرتضى مطهرى