كه در شهرى هستند كه در آن شهر اين بيمارى هست ، از آن شهر به شهر ديگر يا ده ديگر نروند و وسيلهء انتقال بيمارى نگردند .
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، خطبهء 132 ضمن نقل جريان مسافرت عمر به شام مىگويد : پس از آنكه عمر اطّلاع پيدا كرد كه در شام طاعون است و تصميم گرفت وارد شهر نشود و به اعتراض ابو عبيدهء جرّاح كه گفت آيا مىخواهى از قضا و قدر الهى فرار كنى ، جواب داد ، عبد الرحمن بن عوف روايت كرد كه از رسول خدا ( ص ) شنيده است اگر در شهرى طاعون پيدا شد و شما در آن شهر بوديد ، از آن شهر خارج نشويد ، ولى اگر در شهرى پيدا شد و شما در خارج آن شهر بوديد ، داخل آن شهر نشويد .
علىهذا حديث صحيح بخارى يا مربوط به آن جريانى است كه امام صادق ( عليه السلام ) دربارهء و با توضيح داده است و يا جريانى كه امام صادق ( ع ) توضيح داده يك جريان ديگر بوده و اين حديث مربوط به او نيست ، اين حديث مربوط به اين است كه مردم مبتلا به طاعون رعايت حال مردم جاهاى ديگر را بكنند و از شهر خارج نشوند و به جاى ديگر نروند . به هر حال ، قطعا آنچه از ظاهر حديث عايشه استفاده مىشود مقصود نيست و ناقلان حديث در نقل مضمون آن دچار اشتباه شدهاند .
2 . در كافى جلد 2 صفحهء 58 باب فضل اليقين از امام صادق ( عليه السّلام ) روايت مىكند :
انّ امير المؤمنين عليه السّلام جلس الى حائط مائل يقضى بين النّاس فقال بعضهم : لا تقعد تحت هذا الحائط فانّه معور فقال امير المؤمنين عليه السّلام :
حرس امرأ اجله . فلمّا قام سقط الحائط . قال : و كان امير المؤمنين عليه السّلام ممّا يفعل هذا و اشباهه ، و هذا اليقين .
على ( عليه السّلام ) در پاى ديوار كجى نشسته بود و ميان مردم داورى مىكرد .
شخصى به آن حضرت گفت : اينجا منشين كه مشرف به سقوط است . على فرمود :
اجل نگهبان مرد است . همين كه على ( ع ) برخاست ، ديوار خراب شد . امام صادق ( ع ) فرمود : على ( ع ) از اين گونه كارها مىكرد و اين يقين است .
ممكن است گفته شود اين حديث اوّلًا منافات دارد با آنچه قبلا در صفحهء 396 از
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 430
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٣٠