تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
خود را خواهى ديد » ( 1 ) و چون متشرّعين كلام مزبور را به منطوق آن تلقّى مىكردند ، لذا اين مسأله همواره سنگ راه معتزله بود ؛ بنابراين در مقام تفسير و توضيح برآمدند و مىگفتند انسان پس از مرگ ، خدا را به چشم بيناى روح يعنى به دليل عقل خواهد ديد ؛ و نيز منكر اين حرف شدند كه خداوند كريم خالق كافران است . » ( 2 ) اين بود نمونه‌اى كه خواستم در اينجا ذكر بكنم . ادوارد براون نويسندهء كتاب تاريخ ادبى ايران اين تحقيقات عرشى ! را از اين مستشرق عاليقدر نقل مىكند و بدون هيچ گونه انتقادى مىگذرد . من نمىدانم نام اين چيزها را جهالت بگذارم يا جنايت . آنچه بيشتر موجب تأسّف است اين است كه اتباع و اذناب شرقى اين مستشرقين نيز به جاى اينكه مستقيما افكار و عقايد شرقى و اسلامى را مورد رسيدگى كامل قرار دهند ، افكار و آراى اينها را سرمشق قرار مىدهند و بازگو مىكنند .
هامش
( 1 ) . منظور حديثى است كه در كتب كلام ( نه كتب حديث ) به اين مضمون نقل شده است : « انكم سترون ربّكم يوم القيامة كما ترون القمر ليلة البدر » . يعنى شما در قيامت خداى خود را خواهيد ديد آن طور كه ماه شب چهارده را مىبينيد . مستشرق نامى كلمهء « البدر » را در جملهء بالا كه به معنى ماه تمام ( ماه شب چهارده ) است ، خيال كرده است كه اشاره به جنگ بدر است و آنگاه براى اينكه معنى درست بيايد ، صيغهء مضارع ( ترون ) را ماضى ( رأيتم ) ترجمه كرده است ! ! ! اين حديث سرگذشتى دارد كه مفصّل است و تا آنجا كه قرائن نشان مىدهد يك نوبت در دست بعضى از راويان حديث تغيير شكل داده است و همان تغيير شكل يافته ، دوباره در دست علماى كلام مسخ شده و براى سوّمين بار در دست اين مستشرق عاليقدر به اين صورت مضحك در آمده است . در قرآن كريم صريحا رؤيت خداوند با چشم نفى شده است : « لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار و هو اللّطيف الخبير » . [ انعام / 103 ] در عين حال در قرآن از حقيقتى به نام لقاى حقّ مكرّر ياد شده است . در اخبار و روايات شيعه و سنّى ، هم صريحا رؤيت خداوند با چشم نفى شده و هم آن حقيقت ديگر قرآنى كه مسلّما امرى حسّى و جسمانى نيست ، تأييد شده است . يكى از اشتباهات فوق العاده بزرگ و غير قابل بخشش اشاعره اعتقاد به رؤيت حسّى خداوند در قيامت است كه گذشته از امتناع عقلى ، خلاف نص صريح قرآن كريم است . اين مطلب داستان درازى دارد و اكنون جاى بحث از آن نيست . ( 2 ) . حتّى يك نفر معتزلى در تاريخ نمىتوان جست كه گفته باشد خداوند خالق كافران نيست . معتزله منكر خلق كفر بودند نه خلق كافر ؛ مىگفتند خداوند خالق كفر و ظلم و معصيت نيست ؛ نمىگفتند خداوند خالق كافر و ظالم و معصيت كار نيست .