تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
بحيال العدوّ فوقع فيهم الوبا فهربوا منه فقال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله : الفارّ منه كالفارّ من الزّحف كراهية ان لا يخلو مراكزهم . مانعى ندارد ؛ همانا علّت اينكه رسول خدا ( ص ) در يك جريان بخصوصى مردم را از خروج از سرزمين و با منع كرد اين بود كه مسلمانان در موقعى كه در مقابل دشمن قرار گرفته بودند و لازم بود مركز خود را حفظ كنند ، ناگهان و با پيدا شد و آنها از آن محل گريختند . رسول خدا ( ص ) فرمود : فرار از اين و با مثل فرار از ميدان جنگ است و گناه محسوب مىشود . رسول خدا اين جمله را گفت كه مركز را در مقابل دشمن تخليه نكنند . گفتهء امام صادق ( عليه السّلام ) توضيح مىدهد كه منظور رسول خدا در واقعهء خاصّى كه فرار از و با يا طاعون را نهى كرده اين بوده كه مسلمانان به واسطهء آمدن و با وظيفه‌اى را كه در مقابل دشمن دارند از ياد نبرند و خود را دچار مخاطره و مهلكهء بزرگتر نكنند ، نه اينكه رسول خدا ( ص ) يك دستور كلّى براى هميشه صادر كرده باشد كه هر وقت و هر جا كه و با يا طاعونى پيدا شد ، مرد مسلمان كه موظّف است جان و مال خود را از گزند حفظ كند ، در آنجا در مقابل اين بيمارى مهلك دستها را روى هم بگذارد و منتظر سرنوشت بنشيند . ولى دست به دست شدن سخن رسول اكرم ( ص ) در ميان راويان ، كم كم آن را به صورت يك دستور كلّى درآورده است كه در صحيح بخارى ديده مىشود . خوشبختانه امام صادق ( عليه السلام ) به مصداق « اهل البيت ادرى بما فى البيت » پرده از روى حقيقت برداشته و منظور رسول اكرم را بيان كرده است . ممكن هم هست كه آنچه در حديث صحيح بخارى آمده است براى منظور ديگرى است و مقصود ديگرى در ميان بوده است و آن اينكه رسول اكرم دستور داده است كه هنگامى كه طاعون يا و با در شهرى پيدا مىشود و مردمى خواه ناخواه گرفتار آن مىگردند ، مردم آن شهر از آن شهر بيرون نروند ، براى اينكه اين بيمارى را به جاهاى ديگر منتقل نكنند ، تا لا اقل جان مردم ديگر محفوظ بماند ؛ و چون در ايّام قديم نه وسيلهء معالجهء اين بيمارى بوده است و نه قرنطينه در مرزها و يا دروازه‌هاى شهرها بوده كه افراد مورد بررسى قرار گيرند و پس از حصول اطمينان از سلامت آنها پروانهء ورود داده شود ، بهترين راه براى جلوگيرى از شيوع اين بيمارى اين بوده كه مردمى