يكى از حسابهاى عالم ، توكّل و اعتماد به خداست . توكّل يعنى انسان در پيمودن راه حقّ ، چه از جنبهء مثبت و چه از جنبهء منفى ، به خود تزلزل راه ندهد و مطمئن باشد كه اگر در جريان زندگى هدف صحيح و خداپسند خود را در نظر بگيرد نه منافع شخصى را ، اگر فعاليّت خود را متوجّه انجام وظيفه كند نه متوجّه خود ، كار خود را به خدا بازگذارد ، خداوند او را تحت حمايت خود قرار مىدهد .
اينها و امثال اينها يك سلسله حسابهاى مخصوصى است كه فقط در جهانبينى الهى موجود است و از نظر جهانبينى الهى جزء عوامل علّى و معلولى و مظاهر قضا و قدر است . بنابراين ، اعتقاد درست به قضا و قدر الهى ، يك نفر با ايمان را در عمل و فعاليّت صحيح ، مطمئنتر و به نتيجهء كار اميدوارتر مىكند . زيرا از نظر مادّى ، سنن تشريعى يعنى مقرّراتى كه خوب است و بايد بشر به آنها عمل كند ، حساب مخصوصى در ميان سنن تكوينى ندارد ؛ حقّ و باطل ، درست و نادرست ، عدالت و ستم ، يك جور حساب دارند ؛ جهان نسبت به طرفداران هر يك از اينها بىطرف است . امّا از نظر الهى جهان نسبت به اين امور بىطرف نيست ؛ طرفدار اهل حقّ و درستى و عدالت است .
معتقد به تقدير الهى ، به حكمت و رحمت و عدالت الهى نيز معتقد است . معتقد است اگر كسى رضاى خدا را تحصيل كند ، يعنى از سنّت تشريعى الهى پيروى كند در كنف آنها محفوظ خواهد ماند . اين گونه اعتقاد به تقدير و تدبير الهى كه نتيجهاش توكّل و اعتماد به خداست ، ترس از مرگ و نابودى و همچنين ترس از فقر و بىچيزى را از ميان مىبرد و بزرگترين نقطهء ضعف آدمى را كه ترس از نيستى يا هستى شقاوتآلود است ، اصلاح مىكند .
اعتقاد به وجود اين گونه حسابها در كار عالم بود كه مسلمانان صدر اسلام را آن اندازه فعّال و كوشا و شجاع و دلير بار آورد كه در جهان مانند ندارد . قرآن كريم وصف الحال آنها را اين طور ذكر مىكند :
الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ . فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ
( 1 ) .
هامش
( 1 ) . آل عمران / 173 و 174 .