تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
آنان كه مردم به آنها گفتند جمعيّتى انبوه براى نابودى شما گرد آمده‌اند ، پس بترسيد از آنها ، امّا اين تهديد جز بر ايمان آنها نيفزود و گفتند حمايت خدا ما را بس است و او خوب كارگزارى است ، پس بازگشتند با نعمتى از خداوند و تفضّلى از جانب او در حالى كه هيچ گونه بدى به آنها نرسيده بود و تنها خشنودى خدا را در نظر گرفتند و پىجويى كردند . خداوند صاحب تفضّلى بزرگ است . با اين بيان امتياز كامل اعتقاد به قضا و قدر الهى طبق تعليمات قرآن مجيد از اعتقاد به سرنوشت و قضا و قدر مادّى كه يك نفر ماترياليست طبق نظام علّت و معلول مادّى داراى آن است ، كاملًا روشن است . يك نفر مادّى هر اندازه به مسلك و روش و آيين خود مؤمن و معتقد باشد ، بيش از اين عقيده ندارد كه به هر اندازه سعى و كوشش و مجاهدت در راه تحقّق بخشيدن به آرمان خود به خرج دهد ، نتيجه مىگيرد . امّا يك نفر مسلمان مؤمن و معتقد به قضا و قدر الهى عقيده دارد كه جهان طورى ساخته شده است كه اگر او در راه عقيده و ايمان خود فداكارى كند و كوشش به خرج دهد ، دستگاه علّى و معلولى جهان به حمايت او برمىخيزد و او را از پشتيبانى خود بهره‌مند مىكند ؛ صدها هزار برابر نيرويى كه او خود در راه هدف خود مصرف مىكند ، نيروى ذخيره در جهان هست كه در چنين شرايطى به يارى او به كار مىافتد . از نظر مادّى يك نفر طرفدار حقيقت و عدالت همان قدر بايد به اثر فعاليّت خود مطمئن و اميدوار باشد كه يك نفر طرفدار ظلم و باطل به فعاليّتهاى خود و اثر آنها مطمئن است ؛ زيرا به عقيدهء او از نظر جهان و جريان كلّى عالم فرقى ميان آن دو نفر نيست ، ولى از نظر مكتب الهى بين اين دو تفاوت بسيار است .

منطق اختصاصى قرآن

قبلًا گفتيم كه گفتگو در مسألهء جبر و قدر از نيمهء دوّم قرن اوّل هجرى رسماً در ميان متكلّمين اسلامى آغاز و مورد تجزيه و تحليل واقع شده . قديمىترين مسألهء كلامى همين مسأله است . متكلّمين نتوانستند اين مسأله را درست تجزيه و تحليل كنند و منحرف شدند : گروهى طرفدار جبر و گروهى طرفدار قدر شدند . در ميان عموم اهل كلام اعتقاد به تقدير مساوى با جبر ، و اعتقاد به اختيار و آزادى بشر مساوى با نفى