قضا و قدر الهى در كار باشند و آنگاه كه آن علل و اسباب پا به ميان گذاشتند ، اسباب و علل مادّى را خنثى و بىاثر مىكنند .
در خود قرآن كريم اين مطلب به بيانى بليغتر و رساتر از آنچه در زبان اخبار و احاديث آمده است بيان شده است .
در جريان جنگ بدر مىفرمايد :
وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًا وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
( 1 ) .
ياد كن آن زمان را كه خداوند آنها ( خصم ) را هنگامى كه با آنها برخورديد در چشم شما اندك و شما را در چشم آنها اندك نماياند ، براى اينكه به انجام رساند چيزى را كه شدنى بوده است . همهء كارها به خداوند بازگردانده مىشود .
اين جريان يكى از موارد تقدّم پيدا كردن علل معنوى بر علل مادّى است .
هنگامى كه قومى در اثر گام برداشتن در راه درستى و صلاح ، شايستگى تأييد و نصرت پيدا كنند و قومى ديگر برعكس مستحقّ خذلان و نابودى گردند ، نظام متقن و أتمّ و اكمل جهان ، قوم اوّل را با همهء كمبود وسايل و تجهيزات مادّى تحت حمايت خود قرار مىدهد و قوم دوّم را با همهء وسايل و اسباب مادّى به زوال محكوم مىكند .
و نيز قرآن كريم مىفرمايد :
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً
( 2 ) .
آن كس كه در راه حقّ به خدا اعتماد كند ، خداوند او را بس است . خدا فرمان و حكم خود را به نتيجه مىرساند . خداوند براى هر چيزى قدر و اندازه و حدّى قرار داده است .
در اين آيهء كريمه با اينكه با جملهء
قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً
به نظام عالم و اينكه هيچ چيز به گزاف صورت نمىگيرد و هر چيز در مرتبهء خود قرار دارد ، تصريح شده ،
هامش
( 1 ) . انفال / 44 .
( 2 ) . طلاق / 2 .