« پيدايش و اضمحلال تمدّن اسلامى از حوادث بزرگ تاريخ است . اسلام طىّ پنج قرن ، از سال 81 هجرى تا 597 هجرى ، از لحاظ نيرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نيك و تكامل سطح زندگانى و قوانين منصفانهء انسانى و تساهل دينى [ احترام به عقايد و افكار ديگران ] و ادبيّات و تحقيق علمى و علوم و طبّ و فلسفه پيشاهنگ جهان بود » . ( 1 )
هم او مىگويد :
« دنياى اسلام در جهان مسيحى نفوذهاى گونهگون داشت . اروپا از ديار اسلام غذاها و شربتها و دارو و درمان و اسلحه و نشانهاى خانوادگى ، سليقه و ذوق هنرى ، ابزار و رسوم صنعت و تجارت ، قوانين و رسوم دريانوردى را فرا گرفت و غالبا لغات آن را نيز از مسلمانان اقتباس كرد . . . علماى عرب [ مسلمان ] رياضيات و طبيعيات و شيمى و هيأت و طبّ يونان را حفظ كردند و به كمال رسانيدند و ميراث يونان را كه بسيار غنىتر شده بود ، به اروپا انتقال دادند . . . فيلسوفان عرب [ مسلمان ] مؤلّفات ارسطو را براى اروپاى مسيحى حفظ و ضمنا تحريف كردند . ابن سينا و ابن رشد از مشرق بر فلاسفهء مدرسى اروپا پرتو افكندند و صلاحيّتشان چون يونانيان مورد اعتماد بود . . . اين نفوذ [ اسلامى ] از راه بازرگانى و جنگهاى صليبى و ترجمهء هزاران كتاب از عربى به لاتين و مسافرتهاى دانشورانى از قبيل گربرت و مايكل اسكات و ادلارد باثى به اندلس اسلامى انجام گرفت » . ( 2 )
و هم او مىگويد :
« تنها به دورانهاى طلايى تاريخ ، يك جامعه مىتوانسته است در مدّتى كوتاه اين همه مردان معروف در زمينهء سياست و تعليم و ادبيّات و لغت و جغرافيا و تاريخ و رياضيات و هيأت و شيمى و فلسفه و طبّ و مانند آنها كه در چهار قرن اسلام ، از هارون الرّشيد تا ابن رشد بودهاند ، به وجود آورد . قسمتى از اين فعاليّت درخشان از ميراث يونان مايه گرفت ؛ امّا قسمت اعظم آن ، بخصوص در سياست و شعر و هنر ، ابتكارات گرانبها بود » . ( 3 )
هامش
( 1 ) . تاريخ تمدّن ، ج 11 / ص 317 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 319 و 320 .
( 3 ) . همان كتاب ، ص 322 .