تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
1 . پايهء عظمت و رفعت تمدّن اسلامى . 2 . علل و موجبات و مايه‌هاى تمدّن اسلامى . 3 . تأثير اسلام در اعتلاى مسلمين . 4 . اقتباس و مايه‌گيرى تمدّن جديد اروپايى از تمدّن اسلامى . 5 . وضع حاضر جهان اسلامى از نظر مظاهر انحطاط و تأخّر . 6 . با آنكه تمدّن اسلامى نابود شده ، اسلام به صورت نيرويى زنده و فعّال و گسترش يابنده باقى مانده است و با نيرومندترين نيروهاى نو اجتماعى و انقلابى رقابت مىكند . 7 . ملل اسلامى در حال بيدار شدن و به پا خاستن‌اند . بعد از اين بحث مقدّمى ، كه خود رسالهء جداگانه‌اى خواهد بود ، لازم است بحثى عميق و فلسفى دربارهء « طبيعت زمان » كه به فلسفهء تاريخ مربوط است صورت گيرد ، كه آيا همان طورى كه بعضى از فلاسفهء تاريخ دعوى دارند ، همواره همان چيزى كه سبب ترقّى و پيشرفت قومى مىشود ، سبب انحطاط آنها نيز مىگردد ؟ يعنى هر عاملى فقط در شرايط و ظروف معيّنى كه مربوط به دوره‌اى خاصّ از تاريخ متطوّر بشرى است مىتواند جامعه‌اى را پيش ببرد و ترقّى دهد و با تغيير آن شرايط و ظروف و با طلوع فجر جديدى از تاريخ ، آن عامل قادر به جلو بردن نيست ، سهل است ، خود موجب ركود و تأخّر و انحطاط است . اگر اين فلسفه درست باشد ، هر تمدّنى به موجب همان عواملى كه به وجود آمده بايد از ميان برود و لزومى ندارد عامل بيگانه‌اى دخالت كند ؛ همواره عوامل كهنه ، پس برنده و به اصطلاح ارتجاعى است و عوامل نو ، پيش‌برنده است ؛ عوامل اجتماعى نو ، تمدّن نوينى ايجاب مىكند كه خواه ناخواه با تمدّن پيشين مغاير است . اگر اين قاعده درست باشد ، طبعا تمدّن اسلامى نمىتواند مستثنى باشد ؛ پس بحث از علل انحطاط مسلمين به عنوان بحثى مستقل و تفكيك شده از علل و عوامل مشكّلهء تمدّن اسلامى بحثى بيهوده است . بنابراين فلسفه و قاعده ، لزومى ندارد كه شخص يا قوم يا جريانى را مسئول انحطاط مسلمين بدانيم ؛ نابودى تمدّن اسلامى مانند هر تمدّن
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 351 | مرتضى مطهرى