و بايد از نظام نوين استفاده كند .
جهان آخرت نيز نسبت به دنيا چنين است . وضع زندگى در آخرت با وضع آن در دنيا متفاوت است . در هر دو تا حيات هست ولى نه يكجور . زندگى در آنجا قوانين و نظاماتى دارد غير از آنچه كه در اينجا هست . به عبارت ديگر ، دنيا و آخرت دو نوع جهان و دو نشئهاند . براى بدست آوردن تفاوتهاى اين دو جهان ، بايد به توصيفهايى كه از ناحيهء متون دينى در اين باره رسيده است مراجعه كنيم .
اكنون ، چند تفاوت را ذيلًا بيان مىكنيم :
ثبات و تغيير . در اين جهان ، حركت و تغيير هست . كودك ، جوان مىگردد ، كامل مىشود ، به پيرى مىرسد و سپس مىميرد . در اين جهان ، نوها كهنه مىشود و كهنهها از بين مىرود ؛ ولى در جهان آخرت پيرى و كهنگى وجود ندارد ، مرگى هم در كار نيست . آنجا جهان بقاء است و اينجا جهان فناء ، آنجا خانهء ثبات و قرار است و اينجا خانهء زوال و فنا .
زندگى خالص و ناخالص . دومين تفاوت ، اين است كه در اين جهان ، موت و حيات ، مرگ و زندگى با هم آميخته است ولى آن جهان سراپا زندگى است . در اينجا جماداتى و حيواناتى وجود دارند و هر كدام به ديگرى تبديل مىگردند . جسمى كه اكنون بدن ماست و حيات دارد زمانى مرده و جماد بوده است و بار ديگر نيز حيات از آن جدا مىگردد و به حالت جمادى برمىگردد . زندگى و مرگ در دنيا مخلوط به هماند . اما در آخرت چنين نيست ؛ آنجا يكپارچه حيات است ؛ زمين آخرت ، جواهر و سنگريزههاى آن ، درخت و ميوهء آن همگى حيات دارند ، آتش آنجا هم درّاك و فعّال است .
قرآن كريم مىفرمايد :
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ
( 1 ) .
« همانا منحصرا خانهء آخرت خانهاى است كه زنده است » .
آخرت يك موجود زنده و يك حيوان و جاندار است .
عضوها و اندامها در اين جهان ، شعور و درك ندارند ولى در آن جهان پوست بدن
هامش
( 1 ) . عنكبوت / 64