و ناخن هم فهم دارد و حتى سخن مىگويد . در قيامت بر دهانها مهر زده مىشود و هر عضوى خودش كارهايى را كه انجام داده است بازگو مىكند .
از زبان پرسش نمىشود تا با دروغگويى پردهپوشى كند . هر عضوى در آنجا ناطق مىگردد ، خودش كارهاى خود را شرح مىدهد .
قرآن كريم مىفرمايد :
الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
( 1 ) .
« امروز بر دهانهايشان مهر مىزنيم و دستهايشان با ما سخن مىگويند و پاهايشان گواهى مىدهند كه چه انجام دادهاند » .
در جاى ديگر ، مكالمه و مشاجرهء انسانها را با اعضاء و جوارح خودشان ذكر مىكند :
وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا ؟ قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ
( 2 ) .
پس از بيان اين مطلب كه در قيامت گوش و چشم مجرمين و ديگر اندامهايشان عليه آنها گواهى مىدهند ، مشاجرهاى را كه بين آنان در مىگيرد چنين شرح مىدهد :
« و به پوستهاى بدنشان مىگويند چرا به ضرر ما شهادت داديد ؟ پاسخ مىدهند : خدا ما را ناطق ساخت ، خدايى كه هر چيز را به سخن آورده است . »
آرى ، زندگى در جهان آخرت خالص است ، آميخته به موت نيست ، از عنصر كهنگى و فرسودگى و مرگ و فنا در آنجا خبر و اثرى نيست ؛ بر آن جهان ، جاودانگى حكمفرماست .
كشت و درو . سومين تفاوت دنيا و آخرت اين است كه اينجا خانهء كشت كردن و تخم پاشيدن است و آنجا خانهء بهرهبردارى و درو كردن . در آخرت ، عمل نيست ، مقدّمه نيست ، هر چه هست محصول و نتيجه است ، مانند روزى است كه نتيجهء امتحانات دانشآموزان اعلام مىگردد . اگر دانشآموزى در وقت امتحان اعلام كند كه به من مهلت درس خواندن بدهيد و يا در وقت اعلام نتيجه تقاضا كند كه اكنون از
هامش
( 1 ) . يس / 65
( 2 ) . فصلت / 21