مرگ
علامه حلى گفته است : اى كسىكه مىپرسى علت اينكه زندگان به مردگان ملحق مىشوند چيست ؟ گويم مرگ برودت و سكونى است كه از گرمى طبيعت جلوگيرى مىكند و آدمى را پس از آن همه حركات ، آرام مىسازد . ابوعلى سينا از شناخت طب بهرهاى نبرد و از نيرويى كه بر گرمىها داشت استفاده نكرد نه كتاب شفايش او را از بيمارى مرگ شفا داد و نه كتاب نجاتش او را از چنگال مرگ رهانيد .
ايهاالسائل عن السبب الملحق * اهل الحيوة بالاموات
هو برد يطفى حرارة طبع * و سكون يأتى على الحركات
ماافاد الرئيس معرفة الطب * و لا حكمة على النيرات
ما شفاه الشفاء من علة الموت * و لم ينجه كتاب النجات
ستايش عسكريين عليهما السلام
وقتى به سر من راى مشرف شدم گفتم : اى ساربان در سير خود سرعت گير كه دل من تشنه حمى است و هرگاه مشهد مقدس امام حسن عسگرى و امام على النقى عليهما السلام را ديدار كردى زمين را با كمال فروتنى ببوس و مطمئن باش كه به خدا سوگند از بهترين نيكبختيها كاملًا برخوردار شدهيى . هرگاه سعادت حرم آنها را بدست آوردى كه سيراب سازد خدا مجلس نشينان آنها را ، خاشعانه ديده بربند و كفش از پا بيرون آور كه آنجا وادى مقدس طور است .
اسرع السير ايها الحادى * ان قلبى الى الحمى صادى
و اذا ما رأيت من كتب * مشهدالعسكرى والهادى
فالثم الارض خاضعاً فلقد * نلت واللَّه خير اسعاد
و اذا ما حللت ناديهم * يا سقاة الاله من نادى
فاغضض الطرف خاشعاً و لها * واخلع النعل انه الوادى
زيارت مشهد
آنگاه كه به مشهد مقدس رضوى مشرف شده بودم به عرض رسانيدم : اين بارگاه آقاى منست كه مانند آتشى كه موسى ديد ، از دور جلوهگرى مىكند اينك اى دل به وادى مقدس طور رسيدهيى كفش از پاى درآور .
هذه قبة مولاى بدت كالقبس * فاخلع النعل فقد جزت بوادى القدس