تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
به روشن دلان سپهر امامت * عليهم من اللَّه رشح الفضائل بحسن دل افروز خوبان دلكش * به آه جگر سوز عشاق بى دل كه از لجه‌ى بحر كثرت دلم را * بعون عنايت رسانى بساحل ز سرچشمه‌ى وحدتم تر كنى لب * كه شد بر من از تشنگى كار مشكل

دين و دنيا

در كتاب ورام آمده‌است : عيسى عليه السلام به حواريين خود مىفرمود : خشنود باشيد به كمترين دنيا با سلامت دين ؛ چنانچه اهل دنيا به كمترين دين با سلامت دنيايشان خشنود هستند . مولوى
اى كه جان را بهر تن مىسوختى * سوختى جان را و تن افروختى اى دريغا اى دريغا ايدريغ * كانچنان ماهى نهان شد زير ميغ اندكى جنبش بكن همچون جنين * تا به بخشندت دو چشم نوربين دوست دارد يار اين آشفتگى * كوشش بيهوده به از خفتگى اندرين ره ميتراش و ميخراش * تا دم آخر دمى غافل مباش

واژه بس

برخى ارباب لغت گويند : كلمه بس فارسى است . عوام عرب از اين كلمه استفاده مىكنند و مىگويند : بسك ، بسى . در زبان فارسى واژه‌اى ديگر كه اين معنا را برساند وجود ندارد . ولى در لغت عرب واژهايى چون حسب ، بجل ، قط ، امسك ، اكفف ، ناهيك ، كافيك ، مه ، مهلا ، اقطع و اكتف ، همين معنا را مىرسانند . فصيحى
راه در دوست آشكارا مسپار * نامحرم پا بود درين ره رفتار يا پاى چنان نه كه نماند نقشى * يا نقش قدم با قدم خود بردار
شاه طاهر
ما بى تو دمى شاد به عالم نزديم * خورديم بسى خون دل و دم نزديم بى شعله‌ى آه لب ز هم نگشوديم * بى قطره‌ى اشك چشم بر هم نزديم
عبيد زاكانى
بيش از اين بد عهد و پيمانى مكن * با سبك روحان گران جانى مكن غمزه را گو خون عشاقان مريز * ملك زان تست ويرانى مكن