تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
آزاد وقتى طمع ورزد ، عبد است ، و عبد اگر قناعت پيشه كند آزاد است . فرصت زود گذرد و دير تحصيل شود . مردم طعمه‌هاى روزهايند . زبان كم جِرم و پر جُرم است . روز اجراى عدل بر ظالم از روزى كه وى به مظلوم ستم مىكرد سخت‌تر است . همنشينى با انسان سنگين ، روح را تب دار مىكند . سگ ولگرد از شير خوابيده بهتر است . گرفتار ديوانه‌ى كامل شوى بهتر از اين است كه گرفتار انسان ديوانه گردى . گاهى از اوقات ياقوتهاى گرانبها ، كم ارزش مىشوند . از حق پيروى كن و بدعت نگذار . رعايت كن حال كسىكه بدون حاجت تو را احترام كرده‌است . از سم به‌خاطر ترياكى كه نزد توست ، ننوش . از كسانى كه به ظاهر ابليس را لعن كنند و مخفيانه با او باشند ، نباش . با بردباران ، سفيهانه و با سفيهان ، حليمانه ننشين . دوست تو كسى است كه به تو راست گويد نه اينكه تو را تصديق كند . در كار نيك اسراف روا نيست چنانچه در اسراف خيرى نيست . ابوعلى سينا يا ابوعلى مسكويه
اگر دل از غم دنيا جدا توانى كرد * نشاط و عيش به باغ بقا توانى كرد و گر به آب رياضت برآورى غسلى * همه كدورت دل را صفا توانى كرد ز منزلات هوس گر برون نهى قدمى * نزول در حرم كبريا توانى كرد وگر ز هستى خود بگذرى يقين مىدان * كه عرش و فرش و فلك زير پا توانى كرد و ليكن اين عمل رهروان چالاكست * تو نازنين جهانى كجا توانى كرد نه دست و پاى امل را فرو توانى بست * نه رنگ و بوى جهان را رها توانى كرد چو بوعلى ببر از خلق گوشه‌يى بگزين * مگر كه خوى دل از خلق وا توانى كرد
حافظ
به سر جام جم آنگه نظر توانى كرد * كه خاك ميكده كحل بصر توانى كرد گدايى در ميخانه طرفه اكسيريست * گر اين عمل بكنى خاك زر توانى كرد