كلمات قصار امام على عليه السلام
خوشرويى ريسمان دوستى است . وقتى بر دشمن دست يافتى ، عفو را شكر خدا بهخاطر چيرگى بر دشمن بدان . برترين زهد مخفى كردن زهد است . مستحباتى كه به واجبات ضرر رسانند تقرب ايجاد نمىكنند . ثروت ريشهى شهوتهاست . نَفَس انسان قدمهاى او به سوى مرگ است . ياران فرد متواضع بسيار شوند . هر ظرفى به اندازهاش پر مىشود جز ظرفىكه وسيع است . تقواى الهى به هر اندازه و لو اندك پيشه كن . بين خود و خدا پردهاى هرچند نازك بيافكن ، اگر توان آدمى كم شود خواستهاش نيز كم گردد . برترين اعمال ، عملى است كه نفس تو از آن بيزار است . كافى است كه اجل نگهبان و حافظ باشد . معاشرت كم و دائمى بهتر از زياد و اندوهبار است . وقتى آدمى دوستيش پايدار باشد ، در انتظار دوستان زياد او باشيد . همنشين پادشاه چون شير سوار است ، مردم به حال او غبطه مىخورند ولى او خود مىداند چه جاى خطرناكى است .
زيارت مدينه
وقتى به زيارت مدينه رفتم گفتم : چشمم بهخاطر شوق مدينه مىگريد گرچه جاى من فلك الافلاك باشد . كسىكه به سوى روضه او حركت مىكند ، راه رفتن بر بال پرندگان براى او حقير است .
للشوق الى طيبة جفنى باكى * لو ان مقامى فلك الافلاك
يستحق من مشى لدى ( الى ) روضتها * المشى على اجنحة الاملاك
زيارت حرم
نويسنده اين كتاب گويد : زمانى كه دنبال جايى براى حفظ كفش زائران نجف بودم ، دو بيتى به نظرم رسيد تا بر فراز آن مكان بنويسند .
اين مكان مقدس همان افق مبين است كه براى تو آشكار شدهاست . پس ذليلانه سجده كن و گونهات را خاك مالى نما ، اين طور سينا است ديدهات بپوشان . اين حرم عزت است كفش خود را خارج ساز .
هذا الافق المبين قد لاح لديك * فاسجد متذللًا و عفّر خدّيك
ذاطور سينين فاغضض الطرف به * هذا حرمُ العزة فاخلع نعليك
پند
اين پندها را بايد با نور نوشت و بر رخسار حور نگاشت .