چنان ناچيز شو در خود كه گر در آينه بينى * نيابى عكس خود با آنكه بزدايى فراوانش
اشك عارف ، ترس
عارفى غالب شب را به عبادت مىگذرانيد . وقتى مىخواست بخوابد خطاب به رختخوابش مىگفت : اى جاى بد به خدا به اندازه چشم برهم زدنى از تو خشنود نيستم ، سپس مىگريست . به او گفته شد : چرا گريه مىكنى ؟ مىگفت : بهخاطر كلام خدا كه مىگويد : تنها از اهل تقوا پذيرفته مىشود .
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
« 1 »
.
گسترهى رحمت
عارفى گويد : به خدا خوش ندارم خدا حساب مرا در قيامت به پدر و مادرم بسپارد ، چرا كه يقين دارم كه خداى متعال از آنها به من رحيمتر است .
* در خبر آمدهاست كه : خدا از فضل رحمت خود جهنم را تازيانهاى قرار داده تا بندگانش را بسوى بهشت سوق دهد .
نيز آمدهاست : خدا مىفرمايد : خلايق را خلق كردم تا از من سودى برند ، نه من از آنها سودى برم .
رياضى
هر عددى كه به عدد ديگر تقسيم شود ، نسبت خارج قسمتش با نيمى از آن عدد ، مساوى نسبت مقسوم عليه با مقسوم است . پس هرگاه بخواهيم جذر عددى را بدست آوريم كه نسبت آن به جذرش برابر نسبت عددى به عدد ديگر باشد . بايد عدد اول را به عدد دوم تقسيم كنيم و خارج قسمت در خودش ضرب شود . مثلًا هشت را به چهار تقسيم مىكنيم .
حاصل كه دو است نسبتش با خودش مساوى نسبت هشت به چهار است .
رقيب و عتيد
اصمعى گويد : با عربى بيابانى روبرو شدم ، و سخنانش را مىنوشتم . گفت : تو مانند رقيب و عتيدى ، كه هرچه مردم مىگويند كلمه به كلمه مىنويسند .
هامش
( 1 ) - مائده ، 27 .