تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 826

مساهمون:

ص٨٢٦
خانه‌اش از يكى دو يتيم خالى نبود و به آنها بيشتر از اولادش احسان مىكرد . سوم آنكه : نيمه شب كه از مستى فارغ مىشد ، مىگريست و مىگفت : پروردگارا ! كدام گوشه‌ى جهنم را مىخواهى از اين خبيث پر كنى ؟ گويند
تو بتقصير خود افتادى از اين در محروم * از كه مىنالى و فرياد چرا مىدارى

نكوهش بعد از بخشش

در احياءالعلوم آمده‌است : محمد بن حنفيه از پدرش امام على عليه السلام آورده‌است وقتى آيه شريفه
فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ
« 1 » ، نازل شد ، پيامبر از جبرائيل پرسيد صفح جميل چيست ؟ جبرئيل گفت : وقتى ستمكار را بخشيدى ، ديگر او را عتاب نكنى . پيامبر فرمود : خداى متعال كريم‌تر است از اينكه بخشوده شده را عتاب كند . جبرئيل گريست و پيامبر نيز گريست . خداوند ميكائيل را نزد آنها فرستاد و فرمود : پروردگار شما ، سلامتان مىرساند و مىفرمايد : چگونه آنكه را بخشيده‌ام ، عتاب كنم ؛ اين شايسته كرم من نيست .

گستره رحمت

در حديث آمده‌است : خدا در قيامت چنان مىبخشد كه به قلب هيچ كس خطور نكرده ، حتى ابليس به خدا اميدوار مىشود كه او را ببخشد . شاهى
اى بىخبر از درد دل و داغ نهانى * ما قصه‌ى خود با تو بگفتيم و تو دانى دل مىنگرد روى تو جان مىرود از دست * داريم از اين روى بسى دل نگرانى اى شمع كه ما را به سخن شيفته كردى * پروانه‌ى خود را مكش از چرب زبانى ما حال دل از گريه بجايى نرسانديم * اى ناله تو شايد كه بجايى برسانى عمريست كه با عارض تو شمع بدعويست * وقت است كه او را پى كارى بنشانى چون غنچه ز خوناب جگر لب نگشاديم * افسوس كه بر باد شد ايام جوانى چون دفتر گل سر بسر از گفته شاهى * هر جا ورقى باز كنى چون بفشانى
*
هامش
( 1 ) - حجر ، 85 .