حيا مىكنم .
تفسير عبس و تولى
در غالب تفاسير آمدهاست : ابنمكتوم بر پيامبر خدا زمانى كه بزرگان قريش نزد او بودند .
وارد شد ابنمكتوم نابينا قصد داشت پيامبر به وى توجه كند . پيامبر مشغول گفتگو با سران قريشن براى هدايتشان بود . آيه نازل شد و پيامبر را از عبوس شدن در برابرمكتوم ملامت كرد . برخى مىگويند : مردى از بنىاميه نزد پيامبر بود و او بر ابنمكتوم عبوس شد و آيه او را ملامت مىكند . اين حرف شريف مرتضى است وى مىگويد : عبوس شدن از صفات پيامبر حتى با دشمنان و معاندان نيست چه رسد به دوستان و هدايت يافتگان .
نيز پيامبر برخى ناراحتىهايى كه پيامبران ديگر داشتند ، نداشت و از فقيران اعراض نمىكرد . او خود مىفرمود : فقر فخر من است و در شأن او در قرآن آمدهاست ، كه اخلاق عظيم دارد .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : كسىكه عبوس شد ، مردى از بنىاميه بود نه پيامبر .
تنبيه
حكيمى گويد : عذاب بىباك ، كرامت و بزرگوارى نيست .
* احياءالعلوم نقل كردهاست كه : رسول خدا با حذيفة به سوى چاهى رفتند تا غسل كند .
حذيفة بن يمان لباسى را پوشش قرار داد تا رسول خدا غسل كند . وقتى حذيفه خواست غسل كند ، پيامبر مىخواست لباسى را پوشش قرار دهد تا او غسل كند ولى حذيفه كه شرم داشت از اينكه پيامبر براى او كارى انجام دهد ، ابا مىكرد و گفت : پدر و مادرم فداى تو باشد اى رسول خدا چنين نكن . رسول خدا فرمود : هيچ دو نفرى نيستند كه با هم همراه شوند مگر اينكه محبوبترين آنها نزد خدا كسى است كه با دوستش مرافقت و همراهى بيشترى داشتهباشد .
پند
از كلمات زمخشرى است . هركه كينه بكارد ، محنت درو مىكند .
- زياد حرف زدن ، لغزش بسيار به دنبال دارد .
- تا كى صبح و شام كنم و امروزم از ديروز بدتر است .
- اسب را شلاق لازم است هرچند رهوار باشد .