معلول و علت
اگر معلول را با علتش بسنجند ، به همان نسبتى كه با علت پيدا كرده داراى تحقق وجود است .
و اگر معلول را ذاتاً و بدون انتساب با علت مورد مقايسه قرار دهند معدوم و بلكه ممتنع است . مثلًا سياهى اگر با جسم سنجيده شود موجود است و اگر ذاتاً لحاظ شود ، معدوم و چه بسا ممتنع الوجود است .
كبر ، طبيعت انسان
در كتاب انيس العقلاء آمدهاست : بزرگى در عدهاى ، موجب اخلاق ناپسند مىشود . البته معلوم است كه بزرگى موجب اخلاق ناپسند نمىشود ، بلكه طبيعت فاسد بزرگ چنين اثرى را آفريدهاست . همچنين طبيعت صحيحه موجب فضائل پسنديده مىشود . چرا كه دگرگونى حالات ، مستىيى را بوجود مىآورد كه موجب مىشود اخلاق پنهان و سيرت نهان ، ظاهر شود . مخصوصاً اينكه اگر در تحول حالت ، به طور ناگهانى و نه تدريجاً ، موقعيتى بدست آيد .
علت كبر و تواضع
فضل بن سهل مىگويد : هركس بزرگى مقام او بيش از ارزشش باشد ، تكبر مىورزد و هر كس مقام او كمتر از ارزشش باشد تواضع مىكند . بليغى اين حرف را گرفته و چنين به آن افزودهاست : مردم در مقام دو دستهاند ، دستهاى فضل و مروتشان موجب شد به مقام آنها لطمهاى وارد نشود و دستهاى كه پستى آن باعث شده كه به كارى دست نزنند . پس هر كسى از عملش فاصله نگيرد تواضع او بيشتر شود و هر كسى عملش از او فاصله گيرد متجبر و متكبر مىگردد .
حيا از خدا
حكيمى گويد : سزاوار است پيش از آنكه از خود شرم كنى از خدا شرم كنى . نيز گويد : هر كس مخفيانه عملى انجام دهد كه آشكارا حياء از آن دارد ، براى خود ارزشى قائل نشدهاست .
چهل سالگى
گروهى كسى را كه در جلسات شوخى همراه آنان بود ، بار ديگر به جلسه دعوت كردند ولى او از نشست با آنان اعراض كرد و گفت : من ديشب به سن چهل سالگى رسيدم و از سن خود