گفتهاند : وقت بسته شدن راه گشايش ، طليعههاى شادى آشكار مىشود .
مأمون ، عاقبت حكومت
عدهاى به عيادت مأمون در بيمارى كه به همان سبب از دنيا رفت ، آمدند . ديدند كه وى دستور داده پالان الاغى براى او بگسترانند و بر آن خاكستر بريزند . مأمون صورت بر خاكستر مىماليد و مىگفت : اى خدايى كه سلطنت تو زايل نمىشود ، رحم كن به كسىكه سلطنتش زايل شد . يا من لا يزول ملكه ارحم من قد زال ملكه .
اصلاح چند واژه
ابن جوزى در كتاب تقويم اللسان مىنويسد : كلمه جواب ، جمع بسته نمىشود و اينكه عوام مىگويند اجوبه يا جوابات ، غلط است .
نيز حاجات و حاج جمع حاجة است و واژه حوائج غلط است ، همچنين حميت المريض درست است نه احميت المريض . نيز به كسىكه ايستاده اگر بخواهند بگويند بنشين مىگويند : اقعد ، و به كسىكه نشسته مىگويند : اجلس و عكس اين اشتباه است . همچنين جمله الحمدلله الذى كان كذا اشتباه است و بايد الذى حذف شود و گفته شود الحمدلله كان كذا . نيز واژه عروس هم به مرد و هم به زن اطلاق مىشود و اختصاص به زن ندارد . همچنين عبارت كثرت عيلة صحيح نيست و كثرت عياله صحيح است چون عيلة به معناى فقر است .
واژه مَصطكى به فتح ميم است و ضم ميم صحيح نيست .
دوست
ابوالفتح بستى گويد : اخلاق دوست را تحمل كن و طمع به استقامت او نورز چرا كه اخلاق او ممكن است يكى شود در حالى كه چهار طبيعت دارد .
تحمل اخاك على مابه * فما فى استقامته مطمع
و انى له خلق واحد * و فيه طبايعه الاربع
گويند
مشو با كم از خود مصاحب كه عاقل * همه صحبت بهتر از خود گزيند
گرانى مكن با به از خود كه او هم * نخواهد كه با كمتر از خود نشيند
ايمنى از شر مردم
گفته شده : نزديك شدن مردم در اخلاقشان موجب ايمنى از مكر آنها مىشود .