ركون به ستمگر
مرحوم كلينى در باب معيشت ذيل باب عمل حاكم از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه :
ايشان ذيل آيه 113 هود مىفرمايد : مصداق آيه كسى است كه به حضور سلطان مىرسد و چنان مىماند تا سلطان دست به كيسهاش برد و عطايى به او برساند .
پند
در مجلس سى و هفت از امالى ابنبابويه آمدهاست : هارون الرشيد به امام كاظم عليه السلام نوشت : مرا موعظهاى كوتاه كن . امام فرمود : چيزى در عالم نمىبينى كه موعظه نباشد .
تصوف
از ابوسعيد در باره تصوف پرسيده شد ، گفت : انسان وقت خود را به چيزى كه شايستهتر است به كار برد . همچنين به نظر برخى تصوف عبارت است از : كندن از وابستگىها و منقطع شدن از همه چيز به سوى پروردگار موجودات .
اسم
در كافى از محمد بن سنان آورده شدهاست كه : از امام صادق عليه السلام پرسيدم اسم چيست ؟
فرمود : صفت موصوف .
عشق
مجنون بر در منزل ليلى در نجد آمد ، سنگهاى آن سرزمين را مىبوسيد و آثار آنجا را مىبوئيد . مردم ملامتش كردند . مجنون سوگند ياد كرد كه جز صورت ليلى را نمىبوسد و به غير جمال او نمىنگرد . سپس وى را در مكان ديگرى ديدند كه باز سنگها را لمس و آثار را مىبوسد . ملامتش كردند . گفت : نگو خانه ليلى شرق نجد است بلكه همه جاى نجد خانه ليلى است . منزلگاه او تمام نجد است و به هر سو رو كنى اثرى از ليلى است .
لا تقل دارها بشرقىّ نجد * كل نجد للعامرية دار
فلها منزل على كل ارض * و على كل دمنة آثار
عارف رومى در مثنوى ، به مانند همين داستان ، اشاره مىكند :
من نديدم در ميان كوى او * در در و ديوار الا روى او
بوسه گر بر در دهم ليلى بود * خاك بر سر گر نهم ليلى بود
همچنين مىگويد :
چون همه ليلى بود در كوى او * كوى ليلى نبودم جز روى او