رحلت يوسف عليه السلام وارد مصر شدهاست .
جواب نامه
در كتاب كافى از امام صادق عليه السلام آمدهاست كه : جواب نامه چون جواب سلام واجب است .
نامه
در همان كتاب آمدهاست كه امام صادق عليه السلام فرمود : ديدار دوستان در شهر با زيارت و در سفر با نامهنگارى انجام مىپذيرد .
سعدى
ترا عشق همچون خودى زاب و گل * ربايد همى صبر و آرام دل
به بيداريش فتنه بر خط و خال * بخواب اندرش پاى بند خيال
بصدقش چنان سر نهى بر قدم * كه بينى جهان بىوجودش عدم
دگر با كست بر نيايد نفس * كه با او نماند دگر جاى كس
تو گويى به چشم اندرش منزل است * و گر ديده بر هم نهى بر دلست
نه انديشه از كس كه رسوا شوى * نه قوت كه يكدم شكيبا شوى
وگر جان بخواهد بلب بر نهى * وگر تيغ بر سر نهد سر نهى
چه عشقى كه بنياد آن بر هواست * چنين فتنهانگيز و فرمانرواست
عجب دارى از سالكان طريق * كه باشند در بحر معنى غريق
زسوداى جانان بجان مشتعل * بذكر حبيب از جهان مشتغل
به ياد حق از خلق بگريخته * چنان مست ساقى كه مى ريخته
نشايد بدارو دوا كردشان * كه كس مطلع نيست بر دردشان
الست از ازل همچنانشان به گوش * بفرياد قالوا بلى در خروش
گروهى عمل دار عزلت نشين * قدمهاى خاكى دم آتشين
بهيك نعره كوهى زجا بركنند * به يك ناله شهرى زهم برزنند
چو بادند پنهان و چالاك روى * چو سنگند خاموش و تسبيح گوى
سحرها بگريند چندانكه آب * فرو شويد از ديدهشان كحل خواب
فرس كشته از بس كه شب راندهاند * سحرگه خروشان كه واماندهاند
شب و روز در بحر سودا و سوز * ندانند زآشفتگى شب ز روز
چنان فتنه بر چشم صورت نگار * كه با حسن صورت ندارند كار