فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
« 1 »
.
و نيز مىفرمايد :
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ
« 2 »
.
و نيز مىفرمايد :
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
« 3 »
.
و آيات ديگر .
مباهات خدا
و يكى از بزرگان گويد : وقتى سيرت مؤمن با صورت او همراه باشد ، خداوند به ملائكش مباهات كند .
گريه شبانه
عارفى گويد : چه كسى است كه مرا به گريه شبانه بخواند ، تا روز را بسيار بخندم .
امانت دارى
عارفى گويد : خدايا با مردم امانت دارى كردم و با تو خيانت ورزيدم .
دانشمندان قشرى
در شرح مثنوى پيش از داستان مرغابى كه جوجهى مرغى را تربيت مىكند ، آمدهاست :
زمخشرى با غزالى ملاقات كرد و چيزى از كشاف به او عرضه نمود . غزالى خواند و گفت : تو از علماء قشرى هستى ، زمخشرى افتخار مىكرد كه غزالى او را عالم دانستهاست .
يكى از فاضلان گفته است كه اين قصه صحيح نيست چون زمخشرى پس از غزالى بوده و آن دو معاصر نيستند . من مىگويم آنچه از تاريخ بدست مىآيد اين است كه وفات غزالى در سال 505 بوده و وفات زمخشرى در سال 538 بودهاست ، وفات غزالى 33 سال پيش از زمخشرى بوده و اين مىرساند كه منافاتى در هم زمان بودن آنها نيست . « 4 »
موسى و يوسف عليه السلام
در كشاف ذيل تفسير سوره انعام آمدهاست : حضرت موسى عليه السلام چهارصد سال پس از
هامش
( 1 ) - ص ، 26 .
( 2 ) - جاثيه ، 23 .
( 3 ) - نازعات ، 40 و 41 .
( 4 ) - ساعدى در ترجمهاش از كشكول مىنويسد : زمخشرى متولد 467 است و غزالى در سال 505 از دنيا رفته و زمخشرى در آن سال 38 ساله بودهاست ، وى تفسيرش را در سال 525 يعنى بيست سال پس از مرگ غزالى نوشته لذا اين تفسير به اطلاع غزالى نرسيدهاست .