بى نيازى بين و استغنا نگر * خواه مطرب باش خواهى نوحهگر
انكار نكردن شنيدههاى عارفان
شيخ در اشارات گويد : وقتى به تو خبر رسيد كه از عارفى كارى يا حركتى خارج از طاقت مثل او انجام دادهاست ، به درستى آن اعتراف كن ، چرا كه ممكن است در اثر پذيرش آن از اسباب طبيعى آن برخوردار شوى .
سپس مىنويسد : وقتى به تو خبر رسيد عارفى از غيب خبر مىدهد ، ايمان به خبر او براى تو سنگين نباشد ، چرا كه اين مطلب علل طبيعى خاص دارد ، شيخ اين مسئله را مفصل توضيح دادهاست .
رسول باطنى و ظاهرى
خدا براى مردم دو فرستاده دارد ، يكى از درون كه همان عقل است و ديگرى از بيرون كه پيامبر است .
انسان به وسيله رسول باطنى ، صحت ادعاى رسول بيرونى را تأييد مىكند . عقل جلودار است و شريعت نگه دار .
معقولات همانند داروهايى هستند كه براى عافيت يافتن از آنها بهره برده مىشود .
شرعيات همانند غذاهايى هستند كه براى بقاء سلامتى از آنها استفاده مىشود . همانطور كه جسم تا بيمار است از غذا بهره نمىبرد ، بلكه خوراكيها به او ضرر مىرسانند ، هركس بيمار نفس باشد بهرهاى از شنيدن قرآن كه موضوع شرعيات است نمىبرد ، بلكه جهبسا براى او مضر باشد . و لذا خدا مىفرمايد :
وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ
وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ
« 1 »
.
قلب و اعتقاد
نيز قلب به منزلهى مزرعهاى براى معتقد است . اعتقاد در اين مزرعه به مثابهى بذر است چه بذر خير باشد يا شر . سخن خدا هم به منزله آبى است كه اين مزرعه را سيرآب مىسازد .
گياهان اين مزرعه به حسب اختلاف بذرشان مختلف است . قرآن نيز اگر بر اعتقاد راسخ در قلب وارد شود ، تأثير آن مختلف است . بههمين مطلب خداوند متعال اشاره كردهاست .
وَ فِي
هامش
( 1 ) - توبه ، 124 و 125 .