اقرار كردهام . من به جاى هر دو مىگويم ، اگر آسايش خود را در عذاب من مىبينى در عفو من زهد پيشه نكن .
اذا كنت ترجو فى العقوبة راحة * فلا تزهدن عند المعافات فى الاجر
بخشش اقرار كننده
گويند : ارزش عفو در بخشش اعتراف كنندهاست . نه اينكه هر كسى به گناهش اصرار مىورزد مورد بخشش قرار مىگيرد .
نصيحت آشكار
نصيحت علنى كسى به مثابه رساندن خبر گناه او به دوستان اوست .
بخشش كسرى
يكى از خادمان كسرى مقدار كمى غذا روى دست انوشيروان ريخت . آثار خشم بر شاه آشكار شد ، غلام فهميد كشته مىشود و لذا عمداً همهى غذا را بر سفره ريخت . انوشيروان گفت : با اينكه فهميدى ريختن آن يك ذره خطا بود ، اين چه بود كه كردى ؟ غلام گفت :
دانستم كشته مىشوم . گفتم : ممكن است مورد ملامت قرار بگيرى كه خادم خود را پس از عمرى خدمت براى يك قطره غذا كشته است ، خواستم گناه را به آخر برسانم تا پادشاه براى قتل من معذور باشد . كسرى او را عفو كرد و فرمان داد جايزهاش دهند .
بخشش شاه
مردى كه قتل او واجب بود ، به حضور شاه بردند . وى خطاب به شاه گفت : تو را به كسى سوگند مىدهم كه در قيامت نزد او از اينك كه من در برابر تو هستم ، ذليلتر هستى ، و نيز او در آن روز از قدرت امروز تو بر من ، قدرتمندتر است ؛ به حقوق من رسيدگى كن ، نگاهكسى كه برائت من نزد او از بيمارى من بهتر باشد ، شاه او را بخشيد و فرمان داد او را جايزه دهند .
بخشش شاهانه
وقتى معتصم عباسى به خلافت رسيد نامهاى به عبداللَّه بن طاهر نوشت و چنين نگاشت : خدا به ما و تو عافيت دهد . در دل از تو ناراحت بودم و اقتدار خلافت آن را بخشيد ، ولى چون بخشى از اين ناراحتى هنوز باقى است و بيم دارم وقتى تو را ديدم بر تو خشم گيرم ، اگر هزار نامه از من به تو رسيد كه اينجا بيايى ، نيا ؛ كافى است تو را كه بدانى چه تصميمى در بارهى تو دارم . والسلام .