حسن بن سهل
از ابوالعيناء در بارهى كرامت و جوانمردى حسن بن سهل سؤال شد . وى گفت : گويا آدم بين فرزندانش او را جانشين خود قرار دادهاست وى جبران كنندهى كمبود و ياور مشكلات آنهاست .
حاكم و امير
افلاطون گويد : پادشاه چون رودخانه است اميران جوى آبند ، اگر رودخانه شيرين باشد اينان شيرين و اگر شور باشد اينان هم شورند .
هيبت شاه
سزاوار نيست پادشاه از اطرافيان خود درخواست محبت كند مگر اينكه هيبت خودش را در دل آنها جاى دادهباشد . در اين صورت با كوچكترين اشارهاى فرمانبرى مىكنند . ولى اگر پيش از ايجاد هيبت ، از آنها طلب محبت كند ، با او جمع نشوند و شاه نيز كمك و يارى نمىبيند .
دروغ به شاه
بهرام گور مىگويد : چيزى پرضررتر براى پادشاه نيست كه سخنى از كسى بشنود كه كلام او درست نباشد .
صعصة بن صوهان
معاويه به صعصعة بن صوهان گفت : تو زبانت را نگه نمىدارى و هرچه را مىخواهى بدون دقت مىگويى . اگر چنين نيست بگو افضل ثروت چيست ؟ صعصعة گفت : به خدا من سخن نمىگويم مگر اينكه در سينهام آن را آرد مىكنم . استوارى آن را مىسنجم ، و كجى آن را راست مىنمايم . برترين ثروت ، درخت خرما در زمين پر درخت و يا گوسفندى زرد در مزرعه سبز رنگ و چشمهى روانى در سرزمين سست است .
معاويه پرسيد در بارهى طلا و نقره چه مىگويى ؟ صعصعه گفت : دو سنگ كوبيده شده هستند ، به آنها روى آورى ، نابود شوند ، رهايشان سازى ، چيزى بر خود نمىافزايند .
مكروهات سفر
حكيمى گويد : عيب سفر هفت چيز است كه عبارتند از : جدا شدن از وطن ، نزديك شدن به غير هم سنخ خود ، در خطر انداختن ثروت ، مخالفت با عادت خود در خور و خواب ، مبارزه با گرما و سرما ، تحمل دلال و كرايه دهنده و گيرندهى شتر ، تلاش براى يافتن يك