منزل جديد .
مهمان
يكى از كسانى كه بر عليه عبيداللَّه بن زياد خروج كردهبود ، نزد او آوردند . عبيداللَّه دستور داد دست و پايش را بريدند و در خانهاش او را به دار آويختند و عدهاى را مأمور كرد تا از دار فرود نياورند . مصلوب در آن حالت به فرزندش توصيه كرد كه از مأموران به خوبى پذيرايى كنند چرا كه مهمان بر آنان هستند . فرزندش چنين كرد .
بلاغت
از ابنمقفع پرسيدند بلاغت چيست ؟ گفت : سخن كوتاه بدون درماندگى و سخن مفصل بدون اشتباه .
همچنين گفته است : بلاغت سخنى است كه اگر نادانى آن را بشنود ، تصور مىكند كه مىتواند بهتر از آن بگويد .
آرزو
حكيمى گفته است : آرزوها ، خوابهاى افراد بيدارند ، نااميدى تلخ و آرزو بنده است ، مرگ به آرزو مىخندد .
سلام
همچنين مىگويد : سلام ، نردبان سلامتى است .
رشوه
همچنين مىگويد : رشوه ريسمان حاجتمندى است .
بخل
همچنين مىگويد : بخيلترين مردم به مال بخشندهترين به آبروى خود است .
عدى بن حاتم
معاويه از عدى بن حاتم پرسيد ، چه باعث شده كه در قبيلهى طى مانند تو پيدا نشود ؟
عدى گفت : همان چيزى كه باعث شده مانند تو در عرب نباشد .
حاضرجوابى ، پاسخ طعن
زياد بن عجم عدهاى را دور خود گرد آورده بود و شعر مىخواند ، فرزدق بر او گذشت و گفت : اى ختنه نكرده ! باز حرف مىزنى ؟ زياد گفت : چه زود مادرت اين خبر را به تو رساندهاست ! فرزدق گفت : به خدا اين جواب ساكت كنندهاست .