تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 773

مساهمون:

ص٧٧٣
منزل جديد .

مهمان

يكى از كسانى كه بر عليه عبيداللَّه بن زياد خروج كرده‌بود ، نزد او آوردند . عبيداللَّه دستور داد دست و پايش را بريدند و در خانه‌اش او را به دار آويختند و عده‌اى را مأمور كرد تا از دار فرود نياورند . مصلوب در آن حالت به فرزندش توصيه كرد كه از مأموران به خوبى پذيرايى كنند چرا كه مهمان بر آنان هستند . فرزندش چنين كرد .

بلاغت

از ابن‌مقفع پرسيدند بلاغت چيست ؟ گفت : سخن كوتاه بدون درماندگى و سخن مفصل بدون اشتباه . همچنين گفته است : بلاغت سخنى است كه اگر نادانى آن را بشنود ، تصور مىكند كه مىتواند بهتر از آن بگويد .

آرزو

حكيمى گفته است : آرزوها ، خواب‌هاى افراد بيدارند ، نااميدى تلخ و آرزو بنده است ، مرگ به آرزو مىخندد .

سلام

همچنين مىگويد : سلام ، نردبان سلامتى است .

رشوه

همچنين مىگويد : رشوه ريسمان حاجتمندى است .

بخل

همچنين مىگويد : بخيل‌ترين مردم به مال بخشنده‌ترين به آبروى خود است .

عدى بن حاتم

معاويه از عدى بن حاتم پرسيد ، چه باعث شده كه در قبيله‌ى طى مانند تو پيدا نشود ؟ عدى گفت : همان چيزى كه باعث شده مانند تو در عرب نباشد .

حاضرجوابى ، پاسخ طعن

زياد بن عجم عده‌اى را دور خود گرد آورده بود و شعر مىخواند ، فرزدق بر او گذشت و گفت : اى ختنه نكرده ! باز حرف مىزنى ؟ زياد گفت : چه زود مادرت اين خبر را به تو رسانده‌است ! فرزدق گفت : به خدا اين جواب ساكت كننده‌است .