تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
قاسم بيگ حالتى
پيوسته زمن كشيده دامن دل تست * فارغ ز من سوخته خرمن دل تست گر عمر وفا كند من از تو دل خويش * فارغ‌تر از آن كنم كه از من دل تست
رشيد وطواط
اى روى تو فردوس برين دل من * روزان و شبان غمت قرين دل من گفتم مگر از دست غمت بگريزم * عشق تو گرفت آستين دل من
نظامى
دولت اگر دولت جمشيديست * موى سفيد آيت نوميديست صبح برآمد چو سوى مست خواب * گز سر ديوار گذشت آفتاب رفت جوانى و تغافل بسر * جاى دريغست دريغى بخور گم شده‌ى هركه چو يوسف بود * گم شدنش جاى تأسف بود فارغى از قدر جوانى كه چيست * تا نشوى پير ندانى كه چيست گرچه جوانى همه چون آتشست * پيرى تلخست و جوانى خوش است شاهد باغ است درخت جوان * پير شود بركندش باغبان شاخ‌تر از بهر گل نوبر است * هيزم خشك از پى خاكستر است
ميرزا سلمان
بلبل اگر مست گلست اين ترانه چيست * گرنيست عشق زمزمه عاشقانه چيست ساقى اگر نه پرده فتادى ز روى كار * مىگفتمت كه نغمه‌ى چنگ و چغانه چيست پرواز كرد طائر ادراك سالها * معلوم او نشد كه در اين آشيانه چيست چون در ازل وجود يكى ثابت است و بس * اين مبحث وجود و عدم در ميانه چيست ايدل اگر زمانه به كامت نشد منال * از بخت خود بنال گناه زمانه چيست