كه روح او را در هر موقع از شبانه روز قبض نمايد .
سپس امام عليه السلام سر به سجده گذارد و گونه مبارك را بر خاك ماليد و گفت : از تو مىخواهم تا در هنگام مرگ ، مرا از آرامش جان كندن برخوردار سازى و آنگاه كه به ملاقات تو مىرسم مرا عفو كنى و از گناه من درگذرى .
حافظ
گر چه از آتش دل چون خم مى در جوشم * مهر بر لب زده خون مىخورم و خاموشم
قصد جانست طمع در لب جانان كردن * تو مرا بين كه درين كار بجان مىكوشم
حاش لله كه نيم معتقد طاعت خويش * اينقدر هست كه گه گه قدحى مىنوشم
هست اميدم كه على رغم عدو روز جزا * فيض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت * ناخلف باشم اگر من بجوى نفروشم
بخشش منصور به آيه قرآن
از كسى در حضور منصور سعايت كردند . منصور سعايت شده را خواست وى به بىگناهى خود دليل مىآورد . منصور گفت : در حضور من حرف مىزنى ! سعايت شده گفت : اى اميرالمؤمنين ، خداى متعال مىفرمايد : قيامت روزى است كه هركس با خدا براى دفاع از خود مجادله مىكند .
يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها
« 1 » ، با خدا به جدال بر من رواست و با تو حرف نزنم ؟ منصور بىپاسخ ماند ، او را عفو كرد و جايزه داد .
عالم مثال
قيصرى در شرح فصوص الحكم مىنويسد : عالم مثال عالم روحانى از جوهر نورانى شبيه به جوهر جسمانى است در اينكه محسوس و مقدارى است . و شبيه به مجرد عقلى است در اينكه نورانى و غير جسمانى مادى است .
پس عالم مثال جوهر مجرد عقلى نيست چون برزخ و فاصلهاى است بين آنها . و هر برزخى غير از دوطرف خود است و براى او دو جهت شباهت با دو طرف وجود دارد . مگر اينكه گفته شود مثال ، جسم نورى در غايت لطافت است ، پس حد فاصل بين جواهر مجرد لطيف و جواهر جسمانى حجيم است . هرچند برخى از اين اجسام از بعض ديگر لطيفتر است مانند آسمانها نسبت به غير آنها .
هامش
( 1 ) - نحل ، 111 .